دیوید ویلکاک: زمان سه بعدی است

1726118x 26. 07. 2018 خواننده 1

گاهی اوقات ما در مورد جهان موازی یا جهان موازی صحبت می کنیم که در آن زمان سه بعدی است. به نظر می رسد که علاوه بر دنیای موازی، یک اصل دیگر وجود دارد که این جهان را به طور متفاوت طبقه بندی می کند تراکم آگاهی. تراکم آگاهی در این معنا، از نظر ابعاد و یا جهان موازی، ابعاد یکسان نیست. تراکم در این مفهوم مربوط به سرعت نوسان ذرات در سطح کوانتومی است.

دیوید ویلکاک توضیح می دهد که بیشتر ما در دنیای مادی در سطح مواد زائد حرکت می کنیم، نوسان ذرات کاهش می یابد و از این رو چیزهای چگال تر، ضخیم تر، قوی تر، ملموس تر است. اگر، از سوی دیگر، ما در جهت مخالف قرار می گیریم، جایی که ذرات در اتم ها در سرعت های بسیار بالاتر نوسان می کنند، سپس جایی که جهان دارای ویژگی های مشترک مانند دنیای آسترال و رویایی است. در اینجا خط زمان خطی وجود ندارد و آگاهی ما واقعیت را سریعتر از دست دادن انگشتان خود می سازد. پرواز کردن و خزیدن دیوارها یک قهرمانی مطلق است.

دنیای چند بعدی

دیوید ویلکاک: تمام تراکم ها 3D هستند - آنها ارتفاع، عرض و عمق هستند. در گذشته، من ذکر کردم که دانشمندان متعارف با ایده تقریبا بی پایه ای از دنیای چند بعدی ارائه شده اند. این یک مفهوم ریاضی جادویی است که هیچ ارتباطی با واقعیت ندارد. از آنجا که هر فضایی 3D را حرکت می دهید، نمی توانید فقط خود را در یک کرم چاله قرار دهید. مطمئنا شما می توانید به یک سیاهچاله اشاره کنید یا به صورت آگاهانه پورتال فضای زمان را بسازید ... ولی ذاتیت آن است که فضای روزمره هر روزه ما 3D است.

جهان ماکه در آن زندگی می کنیم، خود آگاه است (آگاهی)، زنده است و ماده ای که از آن تشکیل می شود، از فوتون هایی است که نور را می سازند. به این معنا که فوتون جهان ما را تشکیل می دهد. به نظر می رسد عجیب و غریب است، زیرا ما متوجه شده ایم که فوتون تنها چیزی است که بعضی از آن را فرا می گیرند انرژی هوشمند، که به نوبه خود تنها یک تظاهرات از آنچه اشاره شده به عنوان بی نهایت هوشمند

بی نهایت هوشمند می خواهد دوگانگی را تجربه کند بنابراین، تلاش می کند جنبه های گوناگون خود را ایجاد کند، و خود را برای این جنبه های خود آزاد می کند. این بدان معنی است که هر جنبه می تواند خودمختاری خود را داشته باشد و لازم نیست که توسط برخی از آگاهی مرکزی کنترل شود. فقط به این ترتیب می توانید یک تجربه واقعی ایجاد مشترک - همکاری متقابل داشته باشید.

تمایل به آزادی

اراده آزاد یکی از مهمترین اصول کیهانی اصل است و مبانی اصول کارما را تأکید می کند. این شبیه قانون اساسی آمریكا است كه آزادی بسیاری را در بسیاری از سطوح به ارمغان می آورد. ما توسط خبرنگاران مختلف (مانند اسنودن) می دانیم که ما آزادی را از دست می دهیم و ما به طور مداوم تماشا می کنیم، اما ماهیت آن باقی مانده است. آزادی در درجه اول در ماست - آزادی روحانی.

مردم بیشتر و بیشتر خواستار آزادی هستند (فیزیکی). اعتقاد شما مهم نیست - آیا شما یک ملحد یا مؤمن هستید یا نه. کارما شما وابسته به اراده آزاد است، که از آگاهی جمعی حاصل می شود. اگر من احساسات خود را کنترل کنم، اراده آزادم را کنترل می کنم. بنابراین بسیار مهم است که ما چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنیم.

تاریخ به ما نشان می دهد که آنها سعی در تقسیم (اختلاف در مقابل یکدیگر) که ما را در چیزی که ما باور گفت، آنچه که ما ممکن است گرایش جنسی دارند، با آنها ما می توانید صحبت کنید، چه نژاد یا ملیت یک حق است، و غیره این دستکاری در طول تاریخ شد برای کنترل توده ها توسط نیروهای منفی مورد استفاده قرار می گیرد. در فضا، این امکان پذیر است زیرا همه ما بخشی از یک ماتریس ایجاد کننده خود هستیم. و اگر شما نمی فهمید که چرا جهان وجود دارد (پست آن چیست)، شما مجاز به انجام کارهای بد هستید.

همه چیز در مورد دسترسی به دیگران است

مردم از طریق تراکم آگاهی یاد بگیرید که درس های معنوی مختلفی را درس بگیرید. ما در حال حاضر قدرت را برای حرکت به سطح بعدی داریم. کلیدی برای این هیچ فرایندی عرفانی نیست، بلکه در مورد دسترسی به دیگران، قدرت عشق و محبت شماست. برخی افراد ممکن است آن را مضحک پیدا کنند. این که آیا شما آن را دوست دارید و یا نه، دقیقا چگونه جهان کار می کند. جهان ما را هدایت می کند تا موجودات دوستدار و دلسوز باشد. این مسیر از طریق پردازش کارما انجام می شود.

اگر ما دوست نداشته باشیم، به اراده آزاد دیگران حمله خواهیم کرد. همه چیزهایی که در آن قرار داده ایم، به زندگی ما به عنوان بومرنگ باز خواهد گشت. این البته ما را به مسئولیت آنچه که ما ایجاد کرده است هدایت می کند. این فرآیند نه تنها در سطح موجودات (انسان) بلکه در سطح سیاره صورت می گیرد.

به عبارت دیگر، افرادی هستند که اطفال را در پشت در خانه های خود می بندند، آنها را به استرس و سوء استفاده از آنها (بعضی اوقات از لحاظ جنسی) نزدیک می کند و به دنبال افرادی خوب است که به هیچ چیز بدی اعتقاد ندارند. کودکان آنها آسیب دیده، مورد آزار و اذیت و از سندرم های مختلف (روانی) رنج می برند. این افراد، شاید (به طور آگاهانه)، یک قدرت تاریکی را ایجاد می کنند - یک کابین سیاه مخفی زمانی که آنها نسبت به فرزندان خود و یا حیوانات خانگی (سگ ها، گربه ها و غیره) بی نظیر هستند. در نگاه اول، این افراد ممکن است خوب نگاه کنند، اما زمانی که ما به زیر سطح نگاه می کنیم، شاهد تاریک آن خواهیم بود.

در حال حاضر، این واقعیت خواهد شد به عموم مردم نشان داد، آن را احتمالا خواهد یک شوک بزرگ، چرا که بسیاری از مردم متوجه است که به ما دروغ (دانشمندان دولت، دیگران که جلو و رشته ...).

رسانه های اطلاعاتی

در 1992، من به روانشناسی رفتم. ما یک استاد داشتیم که به ما گفت که دو شرکت آمریکایی نفت / خودرو از تأسیسات توسعه مخزن هیتلر حمایت می کنند. زمانی که این کارخانه ها نابود شدند، متحدان، همان گروه، به بهبود آنها کمک کردند. و هنگامی که ما پرسیدیم که چگونه ممکن است که هیچ کس در مورد این نمی داند، پاسخ داد که این به این دلیل است که شرکت های مشابه بر رسانه های اطلاعاتی کنترل می کنند.

زمانی که علاقه مند شدید متوجه خواهید شد که همه رسانه های اصلی در جهان در حال مدیریت شرکت های چند ملیتی 5-6 هستند. بسیاری از مردم درک می کنند که دروغ های سیاسی زیادی در اینجا وجود دارد و برنامه های مخفی گروه های مورد علاقه وجود دارد.

چیزی که هنوز شاهد آن نیستیم، حتی در جهان توطئه، توطئه در سطح علم است که از طریق همه چیز گذر می کند. این فقط یک سوال از نظام آموزش و پرورش، نظام بانکی و اقتصاد، رسانه های بزرگ، صنعت دارویی نیست و این موضوع مربوط به نفت یا سود جنگ نیست. اینها دستکاری های عمدی دانش درون جامعه علمی هستند. اگر شما شروع به انتشار مقالات علمی در مورد فن آوری های من در حال صحبت در مورد امروز، شما را مورد آزار و اذیت قرار خواهد داد. اگر شما خوش شانس هستید، آنها تنها سعی می کنند شما را به سکوت (از کنفرانس ها حذف کنند و مقالات خود را منتشر نکنند). در نهایت، آنها را به شما می فروشند تا کار خود را در بالاترین منافع دیگران متمرکز سازند.

چگونه در مورد اختراعات؟

من این داستان را شنیده ام که اگر حق ثبت اختراع داشته باشید نمی خواهید به فروش برسد و مجتمع نظامی-صنعتی علاقه مند به ثبت اختراع خود هستید، آنها به شما اجازه کار بر روی آن را می دهند، اما آنها شروع به کنترل توسعه بیشتر حق ثبت اختراع می کنند. اما یک لحظه وجود دارد که آنها اجازه نخواهند داد.

ثبت اختراعات 5000 بیشتر مستند شده است که برای امنیت ملی، از جمله پتنت های انرژی آزاد، مخفی هستند. هر چیزی که از مفاهیم رایج استفاده می کند، به صورت خودکار رمزگشایی شده یا به عنوان مخفی بالا نشان داده می شود.

اگر ما یک علم و یک دانشمند داشتیم که ماموریت ما را جلب کند، پس چیزی شبیه به آن فورا بی اعتبار خواهد شد و محرمانگی یا سانسور در آن سطح امکان پذیر نخواهد بود. به عنوان مثال، ما می خواهیم یک مدت زمان طولانی را لغو کنیم و دوباره ارزیابی کنیم مدل ذرات اتمی.

بی نهایت هوشمند

فیزیک دویلی لارسون تحت تاثیر کار قانون اول قرار دارد. وقتی صحبت می کنی تراکم، آنها می گویند شما می توانید اتم ها و ذرات داشته باشید، حتی اگر ذراتی که ما تا به حال در مورد آنها فکر نکرده ایم، وجود نداشته باشند. طبق قانون اول، همه چیز شروع می شود بی نهایت هوشمند. این شکل گرفته است انرژی هوشمند و آنها به تقسیم می شوند تراکم آگاهی. تراکم آگاهی، لایه های انرژی در جهان است که در اطراف ما است. همیشه فوتون هایی هستند که با چگالی مناسب مطابقت دارند. فوتون ها در این پیوند توانایی ایجاد زندگی را دارند بسته به تراکم آگاهی که در آن هستند.

سطح اول چگالی هوشیاری

سطح اول تراکم آگاهی واقعا ابتدایی است. این سطح مواد معدنی است. سطح اول در این سیاره دیده می شود. سنگ، آب، آتش، هوا - همه در سطح اول. مواد معدنی و عناصر اساسی که در جدول تناوبی مشاهده می کنیم، همه اتم ها هستند، اما این اتم ها می توانند تراکم متفاوتی از آگاهی داشته باشند.

سطح دوم تراکم آگاهی

سطح دوم چگالی هوشیاری - همه چیز از ارگانیزمهای تک سلولی به همه چیز که بر اساس اصل زندگی انسان شناخته شده نیست. سازمانها هشدار می دهند؟ اما آنها توانایی خودآگاهی ندارند. طبق قانون وحدت، اگر شما می توانید خودتان را تحقق بخشید، سپس شما را به سطح سوم از تراکم آگاهی پیش می روند. در زندگی بعدی شما می توانید به یک شکل انسان دوستانه تجدید نظر کنید.

حرکت به سطح بالاتری از تراکم آگاهی

با توجه به قوانین وحدت، حیوانات خانگی هستند که قادر به شناسایی خود در مقابل حیوانات وحشی هستند. حیوانات خانگی می توانند بگویند من گرسنه هستم و می خواهم شما را به من تغذیه کنم.

کل مفهوم فهم "من" تغییر بعدی یک حیوان به یک موجود هوشمند بالاتر است. زمانی که آنها خود متوجه است که آنها می توانند از طریق مواد غذایی به اعمال نفوذ در مردم به آنها را به انجام دهید، آنها را وادار به غذا خوردن، تا دریافت خود را به توانایی یک سطح بالاتری از آگاهی، که یکی دارای یک سطح بالاتر است. هیچ چیز در مورد کیفیت بودن یک موجود نیست. مهم است که آیا او می تواند خود را به عنوان یک موجود جداگانه شناسایی کند. اگر چنین است، پس آماده است تا به سطح سوم سطح تراکم آگاهی حرکت کند.

من یک داستان شخصی دارم ما یک گربه آب نبات محبوب داشتیم. هنگامی که او درگذشت، او در یک خواب مانند یک زن زیبا به من ظاهر شد. این به من اشک داده است گربه با ما در مورد 13 سال زندگی کرد و این تجربه فوق العاده برای من بود. من از این پدیده پیش از این شنیده ام. او به نظر می رسد قادر به بازگشت به عنوان یک مرد در زندگی بعدی خود را.

قانون وحدت

با توجه به قانون وحدت تمام گونه ها در این کهکشان تمایل دارند در همان جهت توسعه پیدا کنند - به موجودات انسانی. شکل انسان دوستانه دروازه ای است برای زندگی هوشمند و سطوح بالاتری از آگاهی، و به همکاری با خالق.

سطح سوم تراکم آگاهی

سطح سوم آگاهی مربوط به شکل انسان انسان است و انسانیت ما در حال حاضر به سطح چهارم منتهی می شود.

سطح چهارم تراکم آگاهی

سطح چهارم تراکم آگاهی کاملا متفاوت است. در این سطح، شما یک بدن نور دارید، شما دارای توانایی ثابت برای تلپاتی هستید و کاملا غیرممکن است که به هیچ وجه سبب ایجاد هر گونه ناسازگار شوید و شما توانایی برای گذر از زمان.

ما فقط در آغاز دوره گذار هستیم!

با توجه به قانون وحدت پس از پایان چرخه ای که بین 2012 و 2014 اتفاق افتاد، یک دوره گذار وجود خواهد داشت. این باید 100 را به 700 سال برساند. بنابراین ما در آغاز این دوره گذار هستیم.

در کتاب من کلید، synchronicity نامیده می شود من از منبع هستم قانون وحدت. حتی در طول دوره گذار زمانی که ما هنوز یک جسم فیزیکی داشته باشند، ما می توانید فعال (سرعت) روند انتقال به تراکم های بالاتر از آگاهی. کاملا احتمال دارد که اگر هر پنهان، توطئه و سیاه و سفید / پروژه ها خواهد شد نشان داد که راز که اگر مردم ذهن خود را باز به ایده های جدید، شروع به تغییر ماهیت اصول فیزیکی که ما می شناسیم است. باید یادآوری شود که وجود ما با آگاهی (جمعی) تشکیل شده است. اگر تعداد کافی از مردم آگاهی را تغییر دهند، اصول فیزیکی در اطراف ما در ذات خود تغییر خواهند کرد.

خبرنگاران من به من گفتند که فیزیک یک چیز بسیار خاص است؛ زیرا قوانین فیزیکی (همانطور که ما آنها را می شناسیم و آنها را تعریف می کنیم) وابسته به ناظر هستند. و حتی بیشتر از ما می توانیم فکر کنیم یا تصور کنیم.

فقط آن را باور کنید!

به عنوان مثال، تصور کنید که کسی که قادر است تابلو سوپ بالای میز را بعد از ناهار بخورد، می برد. اگر اتاق تنها کسی باشد که می گوید: "باور نمی کنم که این صفحه را می توان توزیع کرد!" پس از آن صفحه نخواهد بود. شبیه به مشاهده ارواح در یک توپ کریستال یا در یک آینه. اگر در آینه روح و کل اتاق پشت سرتان را می بینید، در آن صورت روح را در اتاق نمی بینید، زیرا ذهن به شما اجازه نمی دهد. ارواح وجود ندارد از سوی دیگر، برخی از افراد در آینه و یا توپ کریستال از روح می بینند، زیرا آنها بر اساس آن پیشنهادی ندارند و معتقدند که این امکان وجود دارد.

یکی از خبرنگاران من که برای دفاع کار می کردند، به من گفتند که او به دنبال افرادی است که می توانند انجام دهند تشکیل گرم - او آن را صدا کرد. این ذوب کردن فلزات با قدرت خود اراده بود (به یاد داشته باشید خم شدن قاشق). این فرد دشوار بود که هر قاشق خرد شود. برای این افراد بسیار ساده است که از قاشق های خرد شده بخواهید. و اگر قاشق با شما شروع شود ارتباط برقرار کنید و به شما تصویب می دهد، سپس کار خواهد کرد. مهم است که متقاعد شوید که می توانید قاشق را خم کنید. اگر کوچکترین شک و یا تعصب داشته باشید، آن کار نخواهد کرد. این شبیه به مبانی ماهیت فیزیک معاصر است. اگر آگاهی ما تغییر کند، فیزیک کار را همانطور که می دانیم تغییر می دهد.

در حال حاضر، هنگامی که شما را در مورد اصول اساسی کارکرد جهان آموزش می دهیم، در واقع ما در حال تغییر آگاهی جمعی و از این رو طبیعت فیزیک ما هستیم. هنگامی که شما درک می کنید که چگونه کار می کند، می توانید از اصول جهانی خود برای بهره وری خود استفاده کنید.

فضا و زمان متصل هستند

همانطور که قبلا گفتم، دیویی لارسون با تشکر فراوان از شماست قانون وحدت. او می گوید فضا و زمان ارتباطی دارند. زمان خودش یک بعدی نیست، اما در واقع سه بعدی است. فضا در جهان ما تنها سه بعد دارد که در آن خودمان را پیدا می کنیم. این ابعاد در دو واقعیت موازی یافت می شود. آنها به یکدیگر نزدیک هستند.

اصول اساسی

جنبش (زمان) انرژی منبع منبع در یک واقعیت نشان دهنده موقعیت ثابت (فضا) energie در سوی دیگر یک اصل کاملا متضاد بین این واقعیت ها وجود دارد. یک تبادل ثابت جریان انرژی (به عنوان یک مایع) وجود دارد.

همانطور که قبلا گفتم، مدل معمولی فیزیک اینشتین می گوید فضا زمان مانند یک پارچه (شبکه) است. اما زمانی که ما از طریق فضا حرکت می کنیم، در واقع نمی توانیم در اطراف شبکه حرکت کنیم؛ زیرا گرانش نه تنها در قطب جنوب عمل می کند بلکه در همه جهات نیز عمل می کند.

به منظور اصلاح این خطا، فضای زمان باید به عنوان یک اندازه سه بعدی در نظر گرفته شود. این همه از این واقعیت است که سیاره خودش در یک فضای سه بعدی حرکت میکند. بنابراین زمان باید سه بعد داشته باشد. باید، شما نمی توانید زمان یک بعدی، آن را معنی ندارد. از طریق کرم چاله شما می توانید به یک واقعیت موازی وارد شوید که در آن تبادل ثابت با واقعیت ما اتفاق می افتد. در مدل لارسون، همه چیز موجود و فضای خود، توسط انرژی حالت جامد تعریف شده است.

بگذارید بگوییم این مکعب فضا است و بگذارید بگوییم این یک ساعت شنی است. مکعب به عنوان انرژی عبور می کند از طریق سوراخ و سپس دوباره گسترش می یابد. بنابراین آنچه که ما زمان می نامیم جریان می یابد. یک شکل از واقعیت وجود دارد، در زیر فرم دیگری از واقعیت است. اتم ها دائما از واقعیت به واقعیت در می آیند. و این کلید برای تنظیم در زمان است. بنابراین بگذارید چیزی بیشتر درباره ماهیت فضا-زمان بگوید.

فضای زمان

ما چهار نمونه در یک مدل مشترک داریم. در نظریه الکترومغناطیسی، Kaluza و Klein مجبور به اضافه کردن پنجم به الکترومغناطیس بودند. اما در مدل اصلی اینشتین، چهار بعد از جهان وجود دارد. این کاملا درست نیست لارسون در مدل خود می گوید که دو واقعیت موازی وجود دارد که واقعا وجود ندارد. تنها سه ابعاد واقعی در این جا وجود دارد. در واقعیت ما، ابعاد 3 واضح است و به نظر می رسد که زمان حرکت به جلو در یک خط راست مانند یک رودخانه است، بنابراین ما می توانیم در فضا حرکت کنیم، اما در زمان گیر کرده ایم. این جریان دائمی از طریق این واقعیت موازی است. در فضا زمان ما آنچه را که در واقعیت ما به عنوان سه بعد زمان می بینیم، می بینیم. وقتی ما آنجا هستیم و از مکان به مکان حرکت می کنیم، ما به معنای واقعی کلمه در زمان حرکت می کنیم.

زمان و فضا

این تغییر بزرگی در آگاهی است، تصور اینکه زمان و فضا دقیقا یکسان هستند. اما به یاد داشته باشید، همانطور که ما انرژی - و فضای حرکت دادن انرژی است و زمان انرژی در حرکت است، به یاد داشته باشید قسمت که در آن من با اسمیت بیگانه و BB یاد جورج ون منگوله و برخورد خود را.

توضیح بیگانه

بیگانه به گرگ ون تاسل گفته است که تنها دلیل اینکه زمان بر روی زمین را درک می کنیم این است که زمین در فضا حرکت می کند. زمان تنها نمی تواند حرکت کند، تنها حرکت ما ظاهری از طریق یک سطح مرجع چیزی است که به نظر می رسد فضا در مکان های مختلف است، اما در واقع وجود ندارد. بنابراین، به نظر میرسد که زمان در حال آمدن است. بنابراین، همانطور که به آنجا می روید، شما در یک واقعیت موازی هستید، اتم ها لغو می شوند. آنها هنوز هم وجود دارد، و این همان است، شما می توانید اتاق را ببینید. این همانند خواهد بود. جز اینکه هرگز بدون دانستن اسرار به آنجا نخواهید رسید که چگونه به این جهان موازی وارد شوید. هنگامی که آنجا می روید، هنوز به فضا نگاه می کند، اما شما در آنجا حرکت می کنید، و در حقیقت ما حقیقتا اتاق است.

به یاد داشته باشید که این دو بعد واقعا در واقعیت ما وجود ندارد. تنها سه ابعاد واقعی وجود دارد که از فضا و بدون زمان محروم هستند، بنابراین مرکز جهان در همه جا است و این بدون شک یکی از کلید های تلپورتانس است.

سفر در زمان

اطلاعات تنها چیزی است که در واقع در اتم ها و مولکول های هر موضوع وجود دارد و می تواند در هر زمان در هر نقطه از جهان قرار گیرد. اطلاعات را می توان در هر جایی از جهان منتقل کرد. بنابراین ما در زمان حرکت می کنیم، اما به نظر ما به عنوان فضای دیگری است که در آن هستیم. ما از آن به طور مداوم استفاده می کنیم، جهان آن را به دلایلی ایجاد کرد. این مکان جایی است که ما رویاها، پیش بینی های آسترال را داریم و البته ما می توانیم این واقعیت را در آینده ببینیم و پیش بینی کنیم که در واقعیت ما اتفاق می افتد. فاصله ای که در این واقعیت موازی به شما سفر می کنید همانند سفر در زمان است.

این یک ایده جالب دیگر است. فاصله ای که به آن وارد می شوید در واقع در طول زمان حرکت می کند. بنابراین، ورود و خروج بسیار مهم است. نقاط ورود و خروج که شما از آن عبور می کنید بر جایی که هستید هستید تاثیر می گذارد.

این یک افسانه در مورد محافل معجزه آسا است. این در فیلیپین و همچنین در بسیاری از افسانه های اروپایی وجود دارد. این حلقه ها در واقع محافل محصول هستند. چند بار ما در چارچوب یک دایره روبرو می شویم. به نظر می رسد که بیگانگان از محافل محصول استفاده می کنند به عنوان راهی برای نشان دادن باز کردن این نقاط روی زمین در مکان های خاصی که از لحاظ خواص انرژی خود در یک زمان معین سودمند هستند.

افسانه های محافل معجزه آسا در کتاب عجایب قرون وسطی می گوید هنگامی که شما وارد دایره می شوید، به جهان دیگری می رسیم. در بسیاری از ما دیدن کوتوله ی، جن ها، دورف ها، الف ها، کوتوله ی و غیره این موجودات ظاهرا بر روی زمین وجود دارد، اما همانطور که گفتیم، در سطوح مختلف وجود دارد، و در آن به را وارد کنید و جایی که آنها بیرون بروید، تصمیم بگیرید که چه می بینید. بنابراین شما می توانید چیزهای مختلف را ببینید، شما می توانید از طریق دوره های مختلف از زمان بروید. شما می توانید دایره را از این طرف وارد کنید و از طرف دیگر بیرون بروید و فقط به صورت تصادفی مسیر دیگری را وارد کنید، در نهایت می توانید در زمان سفر کنید.

داستان در پایان

این تصویر یک تصویر از رویدادی است که در 18 اتفاق افتاده است. قرن دو مرد فرانسوی در انگلستان از بار به خانه می روند، یکی به نام Rise و دیگری Llewellyn (او به نام ناشر اسطوره ای). ظهور موسیقی را می شنود و می گوید: "من می خواهم بفهمم موسیقی چیست." و Llewellyn با این کار نمی کند، اما آنها هر دو دایره محصول را در فاصله می بینند. ظهور می رود به او، Llewellyn به خانه مست می رود، و ظهور نمی آیند خانه. زمان گذشت و تحقیقات قتل شروع می شود.

کرم چاله

روز بعد Llewellyn در زندان است، زیرا مردم دیده اند که آنها نوار را ترک می کنند. Llewellyn بازگشت به خانه، اما ظهور نمی رسد، همسرش خشمگین می شود و فکر می کند که Llewellyn او را به قتل رساند و پول خود را. Llewellyn در زندان است و یکی از محققان، متخصص در قرون وسطی، می گوید: "آیا شما می گویید یک حلقه را دیدید؟ و شما می گویید موسیقی را شنیدید؟ این به نظر می رسد مانند یک افسانه قرون وسطی در مورد محافل معجزه آسا. بیایید به آنجا برگردیم و آن را مرور کنیم! "

پلیس به حلقه بازگشته و وقتی Llewellyn وارد می شود، او به همان واقعیت موازی می رسد و رقص Risa با موجودات کوچک را نشان می دهد. و سپس، زمانی که پلیس Llewellyn را لمس می کند، همان چیزی را می بینند. افزایش رقص و با بهره گیری از موسیقی است، اما این ایده که موجودات در داخل و در زمان های مختلف می باشد، تا زمانی که شما را بکشد ریسا است این تصور بود که چند دقیقه وجود دارد، اما در واقع آن را سه هفته پیش بود.

افزایش بیمار، وحشت زده از آنچه اتفاق افتاده است و نمی فهمم که چگونه می تواند برای او تا به زودی و برای سه هفته دیگر را، در حال مرگ در عرض چند هفته به دلیل دیوانه.

بنابراین این یک مثال مدرن از 18 است. قرنها چگونه این شخصیت ها کار می کنند، که توسط شاهدان عینی ثبت شده است.

خداحافظ

این اولین قسمت از دو بخش بود. در بخش بعد ما شاهد خواهیم بود که کل کار در یک سطح کوانتومی کار می کند، چه راز بخش خصوصی سازی، انتقال و سفر در زمان است. از آنجا که هنگامی که شما این را درک می کنید و مفهوم را در ذهن خود درک می کنید، می دانید که چگونه فرآیندهای تفکر به شما اجازه می دهد قوانین جهان را درک کنید، و شما معتقدید که این امکان پذیر است. و اگر یاد بگیرید اعتقاد داشته باشید، احتمال بیشتری برای توسعه این مهارت ها خواهید داشت.

این عقل برای این هفته بود، من دیوید ویلکاک از Gaiam TV هستم. با تشکر از شما برای تماشای ما

مقالات مشابه

17 در مورد "دیوید ویلکاک: زمان سه بعدی است"

  • OKO OKO می گوید:

    خوب است که ماشین تابستان مقالات همراه با نظرات مانند این را احیا کند :-)

    • مونیکا می گوید:

      دستگاه تابستانی یک نام دارد، آقایان :-D مقالات معمولا کمی اصلاح شده، احتمالا تکمیل شده و احیا شده است. برخی از اطلاعات ارزش یادآوری است ؛-) اما حداقل 1 هنوز روزانه جدید است به جز آخر هفته ...! و پس از آن باقی می ماند نگه دارید و سلام کنید مونیکا (به عبارت دیگر اتوموبیل تابستان :-))

  • Standa Standa می گوید:

    من از انتهای آن را می گیرم:

    8 رویارو با دانش خود را با چیزهای جدید. و مقایسه و کنترل آنها بر اساس قوانین سقوط می کند.

    7 من به معنای نتایج فیزو، میچلسون، سگناس، اندازه گیری جیپیاس، اندازه گیری در شتاب دهنده ها، بسیاری دیگر بود، اما من با آنها شروع کردم.

    اگر کسی یک مدل دقیق تر را طراحی کرده است و نتایج حاصل از این آزمایش ها را بهتر می کند، با آن همراه شوید! البته من علاقه مند به یک مدل عملی است که می تواند برای تعیین نتایج استفاده شود.

    6 بدون شک این معنی نیست. من فقط ادعای غلطی مبنی بر این که این یک مفهوم جدید است را تغییر دادم.

    5 من موافقم که تفکر در مورد چرت زدن اتلاف وقت است. چرا، پس از آن، نویسنده زمان فکر و نوشتن درباره شبکه را از دست می دهد؟

    4 تئوری نسبیت در هر سیستم استنباطی داده شده است عددی متفاوت است نتایج (به جز استثنائات). این اجازه می دهد تا شما در هر یک از این تعداد و ترجمه این نتایج را به هر سیستم غیر انتزاعی از طریق تبدیل لورنتز.

    این یک ویژگی است که فیزیک نیوتن با انتقال خون گالیله دارد. در اینجا شما همچنین می توانید مقادیر مختلف سرعت، موقعیت، انرژی و شتاب را در سیستم های مختلف inertial پیدا کنید، اما آنها می توانند به سیستم های دیگر تبدیل شوند. فیزیک نیوتن خیلی بد است؟

    3 اگر کسی یا او با این اقدام تداخل داشته باشد، باید اندازه گیری کند (به عنوان یک شکست در برابر یک طرح غیرقابل انکار).

    2 فرکانس انرژی معمولا در تراکم انرژی افزایش می یابد. شما می گویید این مخالفت است ادعاهای قوی مستلزم شواهد قوی است. به خصوص اگر مدرکی برای ادعای دیگر داشته باشیم.

    1 توصیف فیزیک جاری می تواند یک طرح باشد، اما اگر کاه تولید شود، در توصیف یا توصیف چیزی اشتباه است.

  • Standa Standa می گوید:

    چند نظر

    1 مقاله به دقت از اطلاعات و داده های خاص اجتناب می کند. به عنوان مثال:

    - "تراکم در این مفهوم مربوط به سرعت نوسان ذرات در سطح کوانتوم است." - با این وجود، این را نمی فهمی کدام یک لینک (که تراکم ارزش oodpovídá چه نرخ خاص از نوسان - چه به عنوان مثال، یک جفت از ارزش ها و یا در قالب رابطه با ارزشهای ثابت).

    2 مقاله اصطلاحات را تعریف نمی کند. به عنوان مثال:

    - "تراکم آگاهی در این مفهوم نه ابعاد مشابه ابعاد و یا جهان موازی " - این چیزی است که آن را توصیف می کند نه، اما چگونگی تراکم را نمی گوید je. تراکم به معنای معمول تفاوت (محدودیت سهم) مقدار یک نهاد (ماده، میدان، تابش، ...) با توجه به یک یا چند ابعاد است. اما نویسنده نمی گوید که آیا "تراکم آگاهی" آن را حفظ می کند یا این فقط یک طلسم است که مفهوم را به انجمن های گمراه کننده تبدیل کند.

    3 مقاله ادعا می کند چیزهای غلط یا گمراه کننده است

    به عنوان مثال:

    - "خبرنگاران من به من گفتند که فیزیک چیز بسیار خاصی است، زیرا قوانین فیزیکی (همانطور که ما آنها را می شناسیم و آنها را تعریف می کنیم) وابسته به ناظر هستند. حتی این خیلی بیشتر مگر اینکه ما بتوانیم فکر کنیم یا تصور کنیم. "

    این چیزی است که خبرنگاران به او اشتباه گفته اند.

    قوانین فیزیکی به یک ناظر دقیق اندازه گیری و تعریف شده بستگی دارد. به طور خاص، این اصل عدم قطعیت را توضیح می دهد (که حداکثر اندازه گیری موقت دستی و قابل دستیابی را همزمان می کند) و نظریه realtia (که دقیقا رابطه بین مختصات ناظر و پدیده های مشاهده شده را توصیف می کند). فیزیکدانان قادر به تصور کاملا خوب هستند و، بالاتر از همه، محاسبه چقدر ناظم تاثیر می گذارد.

    - "همانطور که پیشتر گفتم، مدل معمولی فیزیک اینشتین این است که فضا زمان مانند یک پارچه (شبکه) است."- نه مدل اینشتین یک پیوستگی چهار بعدی مستمر است. شبکه فقط به کتاب های پرطرفدار کشیده شده است، به طوری که افراد غیر مجاز به راحتی (یا حداقل) آن را تجسم می کنند.

    - "برای اصلاح این اشتباه، فضای زمان باید به عنوان یک ابعاد سه بعدی در نظر گرفته شود. "

    نه فضای زمان نه نه اندازه و نه سه بعدی. فضای زمان یک چهار بعدی غیر اقلیدسی است فضا. یک مشخصه ممکن است تعیین یک نقطه خاص در آن فضا باشد، بعضی پارامتر از آن فضا. اما فضا یک اندازه نیست، و درک آن تنها گسل است.

    - "تغییر بزرگی در دانستن اینکه زمان و فضا دقیقا یکسان است"

    چگونه آن را بگیریم در نظریه نسبیت، این دیدگاه بیش از سالهای 100 مورد استفاده قرار می گیرد (هرچند ابعاد زمانی خاصی دارد). اما این یک واقعیت است که بسیاری از مردم فقط این بینش را انجام می دهند.

    - "و به نظر می رسد که زمان در یک خط مستقیم مانند رودخانه به جلو حرکت می کند"

    واقعا فقط میتونم به کسی برسم.

    در واقع، زمان در مکان های مختلف متفاوت است، و علاوه بر آن نسبت به ناظران است. خط راست به طور کامل نیست. هنگامی که آن را در حال حاضر یک رودخانه بود، آن پیچ خورده و با جریان های مختلف سریع است.

    - "بنابراین، زمان باید سه بعد داشته باشد "

    این از استدلال قبلی پیروی نمی کند. چرا نمیتواند آن زمان ابعادی بیش از سه عدد داشته باشد؟ برای مثال، استفن هاوکینگ پیشنهاد کرد که زمان دو بعدی را برای جلوگیری از تکامل در کیهان شناسی معرفی کند. و چرا یک زمان چهار بعدی، که با فضای ریاضی quaternions مناسب نیست؟

    در غیر این صورت، اگر نویسنده سه بعدی را معرفی کند، فضا زمان شش بعدی را می گیرد. آیا در این مقاله صریح نیست؟

    -

    من بقیه را ترک می کنم در آن قسمت هایی که حداقل در سطح آماتور هستم، این مقاله را کاملا گمراه کننده می دانم - همانطور که نویسنده نمی داند که در مورد آن صحبت می کند. اما شاید کسی آن را توضیح دهد. بهترین نمونه های خاص.

    • ممنون می گوید:

      ایستادن، چه میخواهی این را ثابت کنی؟ انتقاد شما غیر مجاز است علم کنونی دانش کافی برای ایجاد ایده ها و مفاهیم جدید در مقاله نداشته و توصیفی و قابل درک است. با توجه به نظر شما فقط به دروغین دانش ...

      • Standa Standa می گوید:

        اگر متوجه شدید، به اظهارات متداول فیزیک معاصر علاقه مندم. آنها می توانند به خوبی بررسی شوند و علم توصیف آنها کافی است.

        بسته به اینکه نویسنده چگونه چیزهای شناخته شده را شرح می دهد، حداقل حدس می توان حدس زد که ادعاهای خود را در مناطقی که نمی توانند مورد بررسی قرار گیرند، اعتماد کنند.

        در غیر این صورت، زبان ریاضیات که از علم استفاده می کند، البته می تواند برای توصیف چیزهای ناشناخته استفاده شود.

        • ممنون می گوید:

          من متوجه شدم که نویسنده فیزیک معاصر را توصیف نمی کند، اما بی نظیر است. امروزه نمیتوان آن را بررسی کرد و به دور از دانستن آن به اندازه کافی برای توصیف واقعیت نیست، توسعه آن فقط در آغاز است.

          مقاله، با این حال، هیچ چیز را ریاضی در یک محیط غیر علمی ثابت نمی کند. زبان ریاضیات دارای نقایص قابل توجهی است و خواهد داشت. همه چیز را نمی توان دقیقا با اعداد مانند زیست شناسی یا روانشناسی، یعنی آگاهی انسان، بیان کرد. و این خطا یک نظریه است که بر مبنای یک فانتزی ریاضی بیان شده است تا سازگار با چیزهایی که در گذشته شایع شده اند ...

          • Standa Standa می گوید:

            من متوجه شدم که فیزیک معاصر توصیف می کند (به عنوان مثال: فضای انیشتین شبکه است، قوانین فیزیکی وابسته به ناظر است).

            تا آنجا که به دقت علم مربوط می شود، دقت و صحت آن (و نه) به طور مداوم کنترل می شود. اگر احساس می کنید که نتایج کاملا دقیق است، کاملا ممکن است که شما بر روی روزنامه نگاری یا محبوب، اما نه به شدت، منابع علمی است.

            همین امر در مورد صحت زیست شناسی و روانشناسی نیز صادق است.

            برای تئوری فانتزی، اگر نمونه های خاصی را ارائه دهید خوب است. شما می گویید این امر در سالهای اخیر رایج است، بنابراین احتمالا یک مشکل برای نمونه برداری از نمونه هاست.

    • ممنون می گوید:

      بنابراین به طور خاص با توجه به لیست ...

      1 نیازی به جزئیات نداشت. این مقاله به عنوان شواهد علمی خدمت نمی کند.

      2 به نظر من، نوسان بیشتر است، چگالی پایین تر است. مقایسه آن با تراکم فله اهمیتی ندارد. این یک مقدار جدید است، چیزی شبیه "تراکم کوانتومی" است.

      3 باید درک کرد که آگاهی انسان، با حوادث در محله مواجه می شود و بنابراین نتیجه فیزیکی تغییر می کند. امروزه علم دانش آشکار نیست. حتی عملکرد موج استفاده شده نتیجه دقیق را نمی دهد، اما احتمال دارد. و نظریه ویژه نسبیت نادرست است برای حفظ هم ارزی از سیستم های inertial. علم در این راستا دارای نقایص قابل توجهی است.

      ایده ی گرانش اینشتین هندسه است. گرانش توسط انحنای فضای زمان ایجاد شده است، و می توان آن را با یک پنجره مشبک نشان داد.

      - نقل قول: "... فضا-زمان باید به عنوان یک اندازه سه بعدی در نظر گرفته شود." این یک اشتباه در مقاله خواهد بود. این به زمان اشاره می کند که باید به صورت سه بعدی در نظر گرفته شود.

      - نسبیت فقط نشان دهنده وابستگی زمان به سرعت بدن و شدت میدان گرانشی است. زمان به عنوان فضای 3D یک مفهوم جدید است.

      - چشم انداز لحظه ای علم زمان را یک بعدی می کند. بنابراین، "زمان حرکت می کند به جلو در یک خط راست مانند یک رودخانه"، اگر چه جریان جریان متغیر است.

      - زمان ابعاد مختلفی دارد، همانطور که در حال حاضر مناسب آن است، زیرا می تواند واقعیت را با دقت توصیف کند.

      نویسنده از ساعت شش بعدی این را ذکر نمی کند، زیرا با این سیستم مختصات مناسب نیست. فضا و زمان نمیخواهند مثل انیشتین بگذارند.

      • Standa Standa می گوید:

        1 شواهدی نیست جز شرح. چیزی که مربوط به چیزی است اطلاعات کمی نسبتا کمی است، زیرا - به شدت به سمت بالا رفته است - همه چیز مربوط به همه چیز است. بنابراین ماهیت و بزرگی این اتصال ضروری است.

        2 شما چطوری به چه معنی با چگالی کوانتومی هستید؟ اپراتور تراکم سیستم کوانتومی؟ یا تراکم احتمال وقوع ذره؟ یا چیز دیگری؟ من می خواهم بدانم کدام تراکم مربوط به فیزیک کوانتومی شما مقایسه می کند.

        حتی مشخص نیست که شما به معنای "نوسانات بیشتر" هستید. فرکانس بزرگتر؟ دامنه بزرگتر؟ یا چیز دیگری؟

        3 برای فایل های بزرگ، احتمال به مقادیر خاصی تغییر می کند (چیزی به معنای "رفتن و رها کردن از فایل بسیاری از خطوط"). و این را می توان اندازه گیری کرد.

        4 نظریه ویژه نسبیت خاص است زیرا فقط یک مورد خاص را مورد بررسی قرار می دهد. به طور مشابه حرکت ناظر، تاثیر ناچیز گرانش. هرچه تفاوت بیشتر از فرضیه ها بیشتر باشد، عدم قطعیت نتایج بیشتر است. اما شناخته شده است و اندازه این انحراف نیز شناخته شده است.

        5 شبکه را می توان نشان داد، اما شبکه نمی باشد. همانطور که خورشید بر روی میز با یک لیوان شراب نشان داده شده است، اما خورشید واقعی یک لیوان شراب نیست.

        6 زمان چند بعدی (دقیق تر پیچیده) است که توسط استفان هاوکینگ چندین دهه قبل به عنوان یکی از گزینه های ذکر شده است. مشکل این است که چگونه آن را ثابت کنیم.

        7 اگر فضا و زمان را به هم نزند، چگونه نتایج دنیای واقعی را که حاصل ترکیب فضا و زمان است، دریافت می کنید؟

        • Optimus.prime می گوید:

          من احساس می کنم که من این مقاله را به طور کامل و به همان شیوه نفهمیدم. درست مثل تلاش برای کشف آن، چشمان خود را باز کنید و الهام بگیرید. تمام دنیا، با همه ی آنچه که ما را احاطه کرده، فقط سیاه و سفید نیست. ما جادویی ماتریالیست هستیم و در مورد معنویت ماهیت و ماهیت هستی ما فراموش می کنیم. حقیقت این است که قدرت تفکر غیر قابل انکار است. هر کس آن را می داند می داند - شما فقط می خواهید :-))) .... و حتی اگر وجود دارد آیا شما خم ... tablespoonfuls و AFAIK Típek از آلمان، که در تلویزیون خوبی انجام داده اند آنها نیز مورد بررسی قرار دانشمندان و فیزیکدانان ... .nuz و 1 ریاضی خود را + = 2 3 آنها را به مورد کافی نیست توضیح دهم ... پس بنابراین .... :)))

          • Standa Standa می گوید:

            نجیب زاده، سخنرانی هایی که در اینجا شرح داده می شود، ادعا می کند که بسیاری از ادعاهای دروغین یا گمراه کننده درباره رشته هایی که می توانم آنها را تایید کنم. چرا باید فکر کنم او حقیقت را در مورد آنچه که اکنون نمی توانم تایید کنم، بیان کنم؟
            بنابراین من فکر می کنم که چرا او چنین کاری می کند.

    • ممنون می گوید:

      1 این یک طرح خشن است و توسعه است. من نمی دانم که آنها عمیق هستند.
      2 چیزی دیگر، بنابراین در نقل قول است. نوسانات مربوط به نوسان یا فرکانس است.
      3 این کپی دقیق برای این کافی نیست آگاهی در حال حاضر، بدون توجه به آن، دقت افزایش نمی یابد.
      4 این چیزی است که من به آرامی گفتم. نظریه خاص نسبیت نادرست است، زیرا نتیجه تحول لورنتس در همه نسبت های استینتی است. سیستم ها و بنابراین تغییرات آنها غیر قابل تشخیص است.
      5 البته شبکه نیست، نویسنده مقاله نیست. شبکه از چه چیزی تشکیل شده است؟ آیا مهم است؟ فکر کردن درباره حماقت، اتلاف وقت است.
      6 خوب، هاوکینگ چه فکر کرد؟ این بدان معنا نیست که هیچ کس دیگر در مورد آن فکر نخواهد کرد.
      7 نتایج واقعی در زمان واقعی ساعت فقط تئوری است و هیچ آزمایش تایید نشده است. این فقط یک مدل است یکی دیگر از دانشمندان غیر متعارف، مدل خود را که می تواند دقیق تر واقعیت را توصیف کند، طراحی می کند.

      با شما چه حسی دارد؟ دانستن چیزهای جدید یا افشای دانش خودتان؟

پاسخ دهید