برق (بخش 2.)

165718x 07. 03. 2017 خواننده 1

ذرات مثبت و منفی ماده

در 1920، نیرویی تعریف شده است که اتمهای تشکیل شده از ذرات مثبت و بیطرف را با هم نگه می دارد. این نمی تواند یک بار الکتریکی طبیعی باشد. این باید یک شکل متفاوت از اتهام باشد. بنابراین، به اصطلاح " قدرت رنگ. سالها بعد تنها 50 بود که تعامل قوی نشان داده شد. 1934 Enrico Fermi را تشخیص داد که به اصطلاح تعاملی ضعیف است که مسئول فرسایش رادیواکتیو است. هنگامی که عناصر رادیواکتیو شکسته شوند، الکترون های انرژی بالا و یا عناصر مثبت آن - مثبت - ایجاد می شوند. بنابراین ما چهار نیروی متقابل داریم: یک نیروی قوی که ذرات را در اتم با هم، ضخامت طبیعی، ضعیف، ضعف رادیواکتیو و نیروی گرانشی نگه می دارد. فرض بر این است که سه نیروی اول در طول انفجار بزرگ انفجار بوجود آمدند. فرض شده است! سپس آنها به عنوان نیروی یک ظاهر شدند، در حالی که جدا از فروپاشی جهان در حال گسترش آنها خود را جدا کردند. این تئوری است. برای تأیید این نظریه، دانشمندان در حال تلاش برای اثبات صحت شتاب دهنده های غول پیکر مانند LHC در ژنو هستند. طول 27 کیلومتر، هزینه 3 میلیارد یورو است. در حقیقت، شرایطی که در طول VT حاکم بود، دانشمندان به آرامی در حال نزدیک شدن هستند. به منظور شبیه سازی VT و ایجاد نیروهای تعامل، ما به یک شتاب دهنده سبک 1000 نیاز داریم. این یک دیوانگی نیست، ریاضی است اجازه دهید به الکترونها و برق بازگردیم.

جریان الکتریکی

جریان الکتریکی را نمی توان دید، اما از انتهای 19. قرن توسعه صنعت برق با استفاده از. با این حال، هیچکس نمیتواند این غرور را تصور کند. باشه "توسط" این است که قادر به نحوی که مسئولیت رسیدگی به بوده است و تعداد معرفی (!) تعریف جریان الکتریکی از ذرات کوچک، که با بار مثبت است که به سادگی از قطب منفی به قطب PLUS منبع الکتریکی، به عنوان مثال. باتری حرکت تشکیل شده است. سالها بعد تنها 1897 متوجه شد که الکترون کشف شده منفی است و از MINUS به PLUS متغیر است! ثابت شده است که ساخت صفحه نمایش تلویزیون، غول های اصلی است. آیا شگفت انگیز نیست؟ در تعریف تقریبا کاملا اشتباه بود نیروگاه ها ساخته شده و ساخته شده و تلفن های هوشمند توسعه یافته!

چطور میتوان ذرات کوچک، که نمیتوان آن را دیده و وزن زیادی داشت، می تواند یک میلیون شهر، خانه های گرما و موتورهای بزرگ قدرت را ببیند؟ پاسخ در مقدار آنهاست. به عنوان مثال، در یک سانتی متر مکعب سیم مسی، اتم های 6 × 10²³ غیر قابل تصور وجود دارد. 6 x 10 و 23 به صفر می رسد. این بیشتر از تعداد ستاره ها در جهان قابل مشاهده است! برای یک ایده: یک شمع شکر مکعب را بگیرید چه میدانید؟ مطمئنا نمی خواهید! یک متر مربع 100 x 100 سانتی متر است. این مکعب های 10.000 است. برای یک کیلومتر مربع - 1000 x 1000m، شما نیاز به 10 میلیارد توپ، یعنی 10¹⁰ دارید. این یک عدد خوب است. اما: اروپا از پرتغال تا اورال و از Nordkap به سیسیل دارای یک منطقه 10 میلیون کیلومتر مربع است. اما ما تنها "قند" 10¹7 داریم. سطح کل سیاره ما 500 میلیون کیلومتر مربع است. ما تعداد مکعب های 5 x 10¹8 را دریافت می کنیم. برای پوشش تمام سطح خورشید که 12.000x بزرگتر از زمین است، ما نزدیک می شویم. تعداد مکعب های شکر به 6 x 10² می رسد. این بدان معنی است که ما می توانیم 10x را با شکر خورشید هموار کنیم! و لطفا در یک سانتی متر مکعب مس. بنابراین مقدار باور نکردنی ذرات کوچک است که در اینجا کار می کنند.

برق در مهندسی برق اندازه گیری می شود. جریان در آمپر با استفاده از یک چراغ قوه ساده، یعنی یک چراغ قوه، در لامپ آن از قطب منهای به قطب به علاوه، تقریبا 1015 الکترون در هر جریان دوم. تبدیل به شکر - ما نیمی از جمهوری چک را پوشش می دهیم. در یک ثانیه!

برق

قطعات بیشتر از سری

16 در مورد "برق (بخش 2.)"

  • fero می گوید:

    من شکی ندارم که انیشتین E = mc2 نیز ثابت شده است.

    من فقط ادعا می کنم که انرژی دارای یک جرم متحرک حتی در سرعت های پایین تر از سرعت نور است. در این مورد، E = mv2 معادل F = ma2 خواهد بود، جایی که یک سرعت برای یک زمان معین است. این نشان می دهد که انرژی باید نیروی باشد، اما نیروی باید یک جرم = E / v2 یا متر = F / a2 باشد.

    بالاتر از سرعت بدن، نیروی بیشتر و انرژی آن است. در حقیقت، ماده و انرژی نه تنها می توانند سیلاب یکدیگر، بلکه همچنین با هم کار کنند. مثل آب است. پارا، مایع، یخ. توده و انرژی با توجه به شرایط متفاوت است.

    • Standa Standa می گوید:

      مطمئنا، انرژی حتی در سرعت های پایین تر است. فقط این است که وزن در سرعت های کم در برابر توده ای استوار از اجسام عادی بسیار کوچک است که معمولا غفلت می شود. برای سرعت کم، فیزیک نیوتنی عملا فیزیک نیوتنی می شود. اما برخلاف حالت های بخار / مایع، گذار بین آنها بسیار تدریجی است.

      • fero می گوید:

        بنابراین وزن اتاق انرژی صفر تا صفر است؟

        سپس خلاء واقعا می تواند پر از انرژی، و در آنجا ممکن است نیروهای گرانشی وجود داشته باشد.

        آب ترکیبی از دو عنصر شیمیایی است که خواص خاصی را حمل می کنند و علاوه بر آن باید مصالحه ای ایجاد کند که پیوندهای پیچیده ای بین آنها ایجاد می کند. آب اطلاعات بسیار پیچیده تر از ذرات جهان کوانتوم است، بنابراین تغییر آب در بخار نیز یک تئاتر بزرگتر است. به نظر می رسد کسی می خواهد یک مرد تحصیلکرده را با یک کاسه بخورد یا آن را تغییر دهد. از آنجا که او تحصیل کرده است، باید فرصت های بیشتری برای دفاع منطقی داشته باشد. اما شما فقط باید یک نقطه ضعف پیدا کنید و آن را ساده تر خواهید کرد. به عنوان مثال، برای آب، فشار ضعیف است. در صورت فشار پایین، به زودی می شود، حتی اگر تئاتر واقعا یکسان باشد.

        • Standa Standa می گوید:

          وزن و انرژی توسط E = mc2 محدود می شود. سهم مستقیم وجود دارد. اگر انرژی یک اندازه مشخص را به یک بدن اضافه کنید و بدن آن را حفظ کند، وزن آن با مقدار فوق افزایش می یابد.

  • fero می گوید:

    الکترونها با سرعت آنها شگفت زده می شوند. اتم یک تعامل قوی برقرار می کند. اما هنوز هم سرعت الکترون را توضیح نمی دهد. آیا کسی می داند که الکترون به سرعت می رسد؟

    • Standa Standa می گوید:

      تعامل قوی با هسته اتم همراه است. الکترون دارای یک تعامل الکترومغناطیسی در اتم است.

      در سرعت الکترون: شما احتمالا باید اشاره کنید که کجا و چگونه آن را اندازه گیری کردید. ممکن است ما متوجه شویم چرا این چیزی است که هست.

      • fero می گوید:

        به همین دلیل است که من پرسیدم سرعت یا موقعیت الکترون نمی تواند دقیقا تعیین شود.

        در ارتباط با سرعت جالب این است که جریان الکتریکی سفر در سرعت 75٪ نور، در حالی که در یک الکترون را میتوان pozitrónom فوتون که نور phybuje rychlsťou بوجود می آیند. با توجه به لنز E = mc2 باید انرژی فوتون نه تنها hmotou.Avšak جفت فوتون، تولید ممکن است الکترون و یک پوزیترون خواب از هم پاشیدن. عنوان آن را با فوتون vkastne؟ این مشهود و نامشهود است؟

        • Standa Standa می گوید:

          آنچه در حال نوشتن است درست نیست سرعت و موقعیت را نمیتوان تعیین کرد. دقیق تر، دقت که با آن تعیین می کنیم، دقیق دقیق تعیین مقدار دوم در یک نسبت معین. به همین دلیل من پرسیدم کجا و چگونه سرعت را اندازه گیری کردی.

          برق به سرعت در حال گسترش است، اما الکترونهایی که آن را حمل می کنند نسبتا آرام حرکت می کنند.

          انهدام الکترون-positron مشکل دیگری است. من به شما یادآوری میکنم که فوتونها همیشه دوتا هستند، نه فقط یک. یک فوتون یک توده استراحت ندارند. وزن نسبی (دقیق تر، حرکت). وزن و وزن استراحت در فیزیک نسبیتی یکسان نیست.

          • fero می گوید:

            درست است بله، من یکی یا دیگری را گرفتم هر دو در همان زمان نه، اما هنوز هم نمی دانستم که سرعت الکترون چیست؟

            الکتریکی می تواند حامل جریان الکتریکی و نور باشد. پس چرا نمی توان گرانش را پوشاند؟

            • Standa Standa می گوید:

              الکترون به شما سرعت همانند هر بدن دیگر می دهد: برای مدتی برای مدت زمان یا عرضه انرژی دیگری اقدام کنید.

              الکترون الکترونیک است، همانطور که نور ذرات زغال سنگ است. هر دو می توانند فوتون ها - نور - را در یک واکنش مناسب با اشیاء دیگر آزاد کنند.

              • fero می گوید:

                بنابراین الکترون به سرعت انرژی می دهد. الکترود ذرات دوگانه است. یا او در اتاق است و وزن آن را دارد و می تواند محل آن را تشخیص دهد یا تبدیل به یک ذره موج شود، در نتیجه به دست آوردن حرکت، اما آن را نیز از بین می رسد از جهان قابل مشاهده است. در آن زمان، جرم حرکتی دارد. درست مثل یک فوتون از آنجایی که الکترون دارای جرم توده ای به عنوان ذره موج است، آن نیز حامل گرانش و همچنین فوتون است. توپ یک دیدگاه نسبیتی به اصطلاح است، اما این است.

                و در حال حاضر جالب ترین چیز اتفاق می افتد. الکترون در مقایسه با فوتون بسیار کند است. طول موج الکتریکی به 75٪ از سرعت نور می رسد. اما E = mc2 وجود دارد که می گوید که انرژی یک جرم است اما با سرعت نور. این شرایط توسط یک فوتون، و نه الکترون، برآورده می شود. الکترود به عنوان ذره موج به سرعت نور نمی رسد و بنابراین می تواند بخشی از امواج شود.

                بعدا چطوره؟

                • Standa Standa می گوید:

                  موقعیت الکترون و حرکت آن در صلح و حرکت (نسبی) صحیح و غیرمستقیم می تواند نادرست باشد. تقریبا هیچ تفاوتی وجود ندارد.

                  در پاراگراف دوم، شما با دو چیز متفاوت با یکدیگر ترکیب می کنید: سرعت حرکت الکترون و میزان انتشار الکتریکی. این سرعت بسیار متفاوت است. جریان معمولا به سرعت در حال گسترش است، الکترونها معمولا به آرامی (اما البته پیچیده تر است و می تواند مخالف باشد).

                  به عنوان مثال، الکترون ها الکترون ها را بین الکترودها تقریبا با سرعت 0,1 c جابه جا می کنند. تنها میانگین سرعت در متر در ثانیه در هادی است. حتی اگر جریان تقریبا به سرعت نور باشد.

                  • fero می گوید:

                    جریان الکتریکی بر روی مقدار زیادی از الکترون ها ساخته شده است. بنابراین الکترونها مجبور نیستند به سرعت حرکت کنند. این کافی است که رشته از طریق آن عبور کند. الکترود فقط باید یک قطعه را برای پر کردن فاصله بگذارد.

                    اما هنوز هم امواج الکترومغناطیسی وجود دارد و الکترون بر روی آن شارژ دارد. این نیز می تواند بین ذرات بدون بار پخش شود. موج الکترومغناطیسی به سرعت نور میرسد. شدت آن با اولین قدرت فاصله از منبع کاهش می یابد. امواج الکترومغناطیسی سریع تر از جریان الکتریکی هستند.

                    بنابراین امواج که می توانند از الکترون استفاده کنند، بیشتر است. با این حال، همان طور که می نویسید، سرعت آن به سرعت هر یک از این موج ها نمی رسد. پس چه چیزی او را حرکت می دهد؟

                    اگر قرار است انرژی باشد، نیروی تحت فشار، وزن جنبش را بعنوان پیروزی نامیده می شود، باید سریعتر باشد، و حتی حتی با سرعت بیشتری می تواند وزن داشته باشد.

                    چگونه می توان E = mc2 پرداخت کرد؟

                    آیا E = mv2 نه تنها باید پرداخت شود؟

                    • Standa Standa می گوید:

                      شدت امواج الکترومغناطیسی بسته به اینکه چگونه به آنها نگاه می کنید، کاهش می یابد:

                      فقط (اگر یک فوتون را تماشا می کنید)

                      - با قدرت دوم از راه دور (شما تماشای موج به عنوان یک کل)

                      E = mc2 برای جرم استقامتی اعمال می شود. وزن (نسبی) وزن ممکن است بزرگتر باشد. E = mc2 نتیجه از نظریه نسبیت کلی است، همانطور که انیشتن در یکی از مقالاتش از 1905 نشان داد.

        • Nezmar23 می گوید:

          سرعت el جریان همان سرعت سرعت هر el.mag است. فوتون زمانی اتفاق می افتد که الکترون از پایین تر به لایه بالایی بالاتر عبور می کند. هنگامی که یک الکترون و یک پوزیترون ملاقات می شوند، این عناصر نابود می شوند.

  • Standa Standa می گوید:

    فقط چیزها:
    - نظریه های متحد شدن تعاملات ضعیف و الکترومغناطیسی از لحاظ نظری در دهه های گذشته مورد تایید و تایید قرار گرفته است. جایزه نوبل برای این نظریه در 1979 اهدا شد - زمانی که اولین شواهد تجربی حقیقت آن وجود داشت.
    - این واقعیت که الکترون منفی است به طور دقیق از 1897 شناخته شده است. صفحه نمایش در واقع یک تغییر در درب است که الکترون در آن زمان کشف شد. اختراعات 20 قرن (به عنوان مثال تلفن همراه) با دانستن ماهیت صحیح جريان فعلی به وجود آمده است.

پاسخ دهید