برخورد غیرمعمول با بیگانگان

9937x 11. 02. 2019 خواننده 1

دیگر رویدادهای خارق العاده و برخورد با بیگانگان در روسیه در پایان سال 80 رخ داده است. شهروند K. با همسر و دو فرزندش در آپارتمان دو طبقه در طبقه اول یک ساختمان پنج طبقه زندگی می کردند. او می گوید چه اتفاقی برای آنها افتاده است:

داستان ملاقات

"پس از شش ساعت در شب من فرزندان من ارسال - پیتر (. 4 کلاس) و مقعد (. 5 کلاس) به سوپر مارکت برای خرید چیزی است. گاهی اوقات 20-30 دقیقه زنگ را در درب در راهرو زنگ زد. من در را باز و فرزندان من در راهرو بودند، اما به طرز عجیبی لباس شدند - یک jumpsuit نقره و پوشیدن کلاه ایمنی بود. من شک نداشتم که فرزندان من، بر اساس چهره، قد، مو و چشمانشان بود.

آنها بی سر و صدا ایستادند و به من خیره شدند. آنها یک کلمه را تمام وقت نگفتند و صدایی نزده بودند. من شروع به باریدن آنها کردم، چرا آنها تا مدت ها به سوپرمارکت رفتند و چرا چیزی خرید نکردند، و چه چیزی برای لباس پوشیدند؟ بچه ها بی سر و صدا ایستادند، من را نادیده می گرفتند و مرا در اتاق می گذراندند. من آنها را تماشا کردم. آنها به دیواره سمت راست اتاق نزدیک شدند و شروع به انجام کاری کردند مانند تیراندازی - برای شنیدن یک کلیک و دیدن چشمک های نور. آنها چندین بار فریاد زدند، در اطراف اتاق اتاق رفت و در داخل اتاق در راهرو متوقف شد. من به آنها نزدیک تر شدم و شروع به ترساندن دوباره کردم: شما در آنجا بازی می کنید؟ من شلنگ را از جارو برقی گرفتم (وقتی پاک شدم جاروبرقی ایستادم) به آنها زدم و سعی کردم با آنها شلنگ بزنم. من به یاد نمی آورم که آیا من آنها را یا نه، شاید کمی.

من به سرعت شروع به پریدن کردم چون سر من به شدت به من آسیب رسانده بود و یک ضربه بزرگ در پیشانی من ظاهر شد. من شروع به جیغ بکشم: "پس شما شما ضربه مادر خود را؟" آنها بی سر و صدا ایستاده بود و به من نگاه عجیب، به نحوی عصبانی و ناراضی است. سپس احساس می کردم چیزی اشتباه است، احتمالا بچه ها من نیستند. در آن لحظه زنگ زنگ زد، من رفتم برای باز کردن درب، بچه های من با خرید خرید و به طور معمول لباس پوشیدند. من به آنها بدون درک چیزی فکر کردم، و سپس گفتم همان بچه هایی که در اتاق هستند. بچه های من لباس پوشیدند، به بچه های دیگر نگاه کردند، که همچنان به دنبال آنها بودند. سپس با هم بچه ها بیگانه آنها تبدیل شده است، در امتداد دیوار به طرف پنجره رفت و ناپدید می شوند به عنوان اگر حل می شود. "

تصویر در تلویزیون

سپس Aña به تلویزیون رفت و آن را روشن کرد (دنباله ای هیجان انگیز برای برنامه بود). بر روی صفحه نمایش ظاهر یک تصویر سیاه و سفید واضح و روشن از یک مادر ایستاده با جارو برقی، حتی اگر تلویزیون رنگی بود. تصویر حدود پنج ثانیه بود. آنیا به نام به مادرش: "نگاه کن مامان، آنها شما را در تلویزیون نشان می دهد." در حالی که K. به تلویزیون رفت، تصویر شروع به محو شدن. آنا چیزی را درک نمی کرد، خاموش شد و بلافاصله تلویزیون را روشن کرد، یک برنامه نور رنگی پخش مرکزی وجود داشت.

این تحقیقات انجام V. Dvužilnyj و قبل از صحبت کردن با شاهدان عینی گفتگو با همسایگان و خانواده K.، همکاران خود و حتی معلمان از مدرسه، که آنیا و پیتر رفتند. تمام پاسخ ها بسیار مثبت بود. علاوه بر این، مشخص شد که هیچ یک از اعضای خانواده K. در مراقبت از یک روانپزشک وجود ندارد. و یک چیز بیشتر - بعد، در 18: 40، آن را بزرگ بود برای دیدن UFO دیسک شکل حلق آویز در نزدیکی برج تلویزیون.

با توجه به Dhužillen، تصویر سیاه و سفید روی صفحه تلویزیون بر اثر تابش الکترومغناطیسی شدید روی صفحه نمایش ایجاد شد. یک تصویر پنهان هنگام ضبط تلویزیون روشن شد و روشن شد. منابع تابش آن "شبه کودکان" بودند که آنچه را که در اتاق بر روی صفحه نمایش دیدند را انتقال دادند.

مقالات مشابه

پاسخ دهید