کشف حضور جهان در زمین (5.díl)

5623x 21. 06. 2019 خواننده 1

مهمترین سازمان های مخفی که در سازمان های دولتی آمریکا مستقر هستند، در شورای امنیت ملی (NSC) قرار دارد. NSC توسط رئیس جمهور ترومن در 1947 تأسیس شد و تابع آن هماهنگ کردن توصیه های سیاست های مختلف جوامع دولتی، نظامی و اطلاعاتی به مجموعه ای از توصیه های سیاستی است که رییس جمهور می تواند انتخاب کند.

این عملکرد هماهنگی NSC به طور کلی در یک سازمان مخفی تعبیه شده در NSC شناخته شده است، به نام Majestic-12، که بر اساس یک سند امضا شده توسط رئیس جمهور ترومن در 1947 است، تکرار شده است. ترومن آن را به عنوان یک کمیته هماهنگی سیاسی ریاست جمهوری برای حضور بیگانگان ایجاد کرد، MJ-12 به طور رسمی در NSC در 1954، با ایجاد یک سازمان پدر و مادر که در آن MJ-12 تعبیه شده بود، ایجاد شد.

نسخه رسمی مربوط به این قسمت تاریخ NSC به شرح زیر است

در 1954 NSC 5412 را راه اندازی کرد و یک بخش از نمایندگان منصوب رئیس جمهور، وزیران امور خارجه و نمایندگان وزارت دفاع را به طور مرتب برای بررسی و پیشنهاد عملیات پنهانی تنظیم کرد. گوردون گری رئیس کمیته 5412 را به عهده گرفت و تمام مشاوران امنیت ملی پس از آن کمیته های جانشین مشابهی را به نام های مختلف مانند "303"، "40"، "کمیته هماهنگی ویژه"، که مسئول بازبینی مخفی عملیات سیا.

کمیته 5412 یک کمیته فرعی به نام PI 40 را برای هماهنگ کردن اطلاعات از همه سازمان های طبقه بندی شده مبتنی بر ETU به منظور ایجاد مجموعه ای منسجم از گزینه های سیاست گذاری برای PI-40 تشکیل داد. سازمان های مخفی که در سازمان های دیگر مانند شورای امور خارجی تعبیه شده اند، بهترین کارکنان و منابع را برای استخدام و بحث های سیاسی در PI 40 ارائه می دهند. ویلیام کوپر در توصیف ترکیب اولیه MJ-12، وابستگی او به شورای روابط خارجی را که او به عنوان "عاقلانه" توصیف کرد، در نظر گرفت:

شورای روابط خارجی

این "عاقلان" اعضای کلیدی شورای روابط خارجی بودند. دوازده عضو، از جمله اولین 6 از مقامات دولتی، عضو این گروه بودند که در طول سالها شامل مقامات ارشد و مدیران شورای روابط خارجی و بعدا کمیسیون سه جانبه بود. در میان آنها گوردون دین، جورج بوش و زبیگنیو برژینسکی بودند. مهمترین و تاثیر گذارترین "عاقلان" که در خدمت MJ-12 بودند، جان مک کولی، رابرت لوت، ابرو هاریمان، چارلز بولن، جورج کنان و دین آچسون بودند. سیاست آنها یک دهه 70 بود. سالها مهم است که رئیس جمهور آیزنهاور و اولین اعضای 6 از MJ-12 از دولت نیز عضو شورای روابط خارجی بودند.

در تئوری، PI 40 باید در خط مقدم قدرت در حضور ET، که از بهترین ذهن برای پاسخ هماهنگ به حضور ET استفاده می کند. در واقع، با توجه به مقاومت بوروکراتیک، برنامه های جداگانه و افراد "سرکش"، سازمان های مخفی مختلف از تمایل به به اشتراک گذاشتن اطلاعاتی که ممکن است قدرت، منابع یا نفوذ خود را در معرض خطر قرار دهند، بی میل هستند. این در دکتر تایید شده است درمورد اینکه چگونه یک سازمان مخفی که یک عضو بود نتوانسته است مهمترین اطلاعات خود را با سازمان والدین NSA نادیده بگیرد. همانطور که می توانید تصور کنید، این مسائل حتی در سطح جهانی افزایش می یابد، زمانی که سازمان های مخفی اصلی در سطح ملی برای گفتگو و هماهنگ کردن یک سیاست جهانی در حضور ET حضور دارند.

بر طبق "خبرنگار"، گروه مخفی بیلدبرگ هر ساله به طور صریح در جهت هماهنگی سیاست های ملی در خصوص حضور ET شرکت می کند. این بیانیه توسط نقش صمیمی تر بازی شده توسط نلسون راکفلر در افتتاح جلسه های سالانه بیلدربرگ ارائه شده است. در 1954، رئیس جمهور آیزنهاور، راکفلر، معاون برنامه ریزی ویژه جنگ سرد خود را نام برد، این مقام رسمی نظارت و تایید عملیات مخفی سیا را تایید کرد. این امر تنها بهانه ای برای نقش واقعی راکفلر در مدیریت سیاست خارجی ایالات متحده بود، به دنبال یک "پیمان مخفی" که قبلا در میان نژاد Zetas و دولت ایالات متحده مورد بحث قرار گرفت.

نگرانی اصلی راکفلر این بود که برنامه های نظامی و اطلاعاتی در مقیاس وسیع ایجاد شده در پاسخ به حضور ET به طور کلی و یک مسابقه ی رسمی ET با Zeta Reticuli طراحی، اجرا و نظارت داشته باشد. راكفلر يك نقش كليدي "هماهنگ كننده" را در سازمان طبقه بندي شده در شوراي امنيت ملي - Majestic 12 ايفا كرد. در جلسه سالانه بیلدربرگ، راکفلر نقش مشابهی را ایفا خواهد کرد تا اطمینان حاصل شود که دولت های مختلف ملی در بلوک غرب، منابع خود را برای مقابله با چالش های پیمان ورشو و حضور ET، هماهنگ می کنند.

سازمان های مخفی به حداقل می رسند

در حالی که سازمان های مخفی باید به لحاظ نظری به والدین خود همکاری و هماهنگ کردن و به اشتراک گذاری منابع برای هدف اصلی حفاظت از امنیت ملی ایالات متحده عمل کنند، حقیقت این است که این سازمان های مخفی تنها به حداقل کار می کنند. همکاری آنها با درک رقابت با هیچ تاثیری از لحاظ نفوذ، اعتبار و منابع محدود نمی شود.

به عنوان مثال، سازمان های مخفی نظامی، نیروی دریایی و نیروی هوایی که برای ادغام تکنولوژی ET در سیستم های سلاح با یکدیگر مشارکت می کنند، با چه سیستم هایی سزاوار تامین مالی و درک تهدیداتی هستند که آن را توجیه می کنند. برخلاف بحث های شدید در مورد سلاح های متعارف در صحنه عمومی، بحث در مورد خرید و استقرار فناوری ET بسیار محرمانه است. ماهیت ناهمگونی این سازمانها، طبقه بندی امنیت آنها، که آنها را فراتر از نظارت کنگره بر نهادهای دولتی دولتی، ارتباط با نژادها ET و فن آوری های آنها قرار می دهد، این سازمان های مخفی را هدف اصلی برای نفوذ ET می کند.

نفوذ به سازمان های مخفی

نفوذ به سازمان های مخفی از طریق برنامه های تبادل فناوری و برنامه های توسعه، با استفاده از تکنیک های جمع آوری اطلاعات که گفته می شود به سازمان های مخفی برای انجام وظایف خاص خود کمک می کنند، انجام می شود، اما در واقع باعث آسیب پذیر شدن آنها به نفوذ وی می شود.

یک تکنولوژی رایج که توسط این سازمان ها استفاده می شود و بسیار محتاطانه به نظر می رسد که نفوذ اشعه ماوراء بنفش اجازه می دهد، فناوری "پیشرفت مغز" است که طبق گفته دکتر گرگ اجازه استفاده از درصد قابل توجهی افزایش مغز را می دهد به طوری که مردم بتوانند ذهنیتی در مبادله اطلاعات تله پاتی با افراد خارج از کشور داشته باشند. این روش شامل یک راه برای تأثیر بر مغز و نحوه تحریک نورونها است. این اجازه می دهد میلیاردها سیناپس ایجاد شود.

به گفته دکتر گرگ، که فرایند بهبود ذهنی را تجربه کرده بود، میزان IQ خود را از 141 به 186 افزایش داد. به همین ترتیب، دکتر Neruda تکنولوژی پیشرفت مغز مورد استفاده در سازمان مخفی "دخمه پرپیچ و خم" را که در NSA تعبیه شده است، توصیف می کند، انتظار می رود که هر کس در هنگام خواسته شدن به این نتیجه برسد طبقه بندی امنیتی به اندازه کافی بالا خواهد رفت.

آل Bielak، شرکت کننده در برنامه Montauk بدنام است که توسط نیروی دریایی ایالات متحده اداره می شود، همچنین در مورد استفاده از فناوری پیشرفت مغز توسط NSA گزارش داده شده است. این تکنولوژی به جای صرفا افزایش توانایی IQ و توانایی مغز، نگرانی های جدی در مورد توانایی آن برای برنامه ریزی گیرندگان در الگوهای شناختی و رفتاری که نفوذ ET و نفوذ به حوزه های با نفوذ سیاسی را در بر می گیرد، افزایش می دهد.

به عنوان یک نتیجه از این سازمان های مخفی متعدد با توابع متنوع و همکاری با فن آوری های ET، این باعث می شود سطح بالایی از عدم اعتماد و رقابت بین سازمان های مخفی ایالات متحده، که در حالی که به طور سطوح همکاری، مشکوک تا آنجا که نفوذ ET با شریک سازمان ها

فیلیپس کورسو

این مسئله از نفوذ ET در تحقیقات سرهنگ فیلیپس کورسو در رابطه با روابط ایالات متحده و سیا و سرویس های اطلاعاتی دیگر کشورها ذکر شده است:

"سیا، KGB، سرویس مخفی انگلیس و بسیاری دیگر از سازمان های اطلاعاتی خارجی به خود و حرفه های اصلی و دولت هایشان وفادار بوده اند. سازمان های جاسوسی مانند CIA و KGB تمایل دارند تنها برای محافظت از خود وجود داشته باشند و بنابراین نه نیروهای آمریکایی و نه ارتش روسیه اعتقاد ندارند ... CIA به KGB نفوذ می کند و جاسوسی مشترک آنها برای ارتش این است که ما پذیرفته ایم در 50 و 60. سالها ... "

در حالی که Corso به مبارزات جنگ سرد اشاره داشت، کتاب او "روز بعد از Roswell" به طور ضمنی پیشنهاد کرد که این مشکل نفوذ نیز شامل تعامل ET با سازمان های مخفی مختلف است. فاكتور آشکار در نظر Cors اين است كه فرهنگ نهادي نقشي در چگونگي نفوذ يك سازمان مخفي توسط جناح هاي مختلف و زير گروه هاي ET دارد.

گروه کابال

بخش های مختلف ارتش ایالات متحده بر وفاداری، نظم و انضباط، تصمیم گیری سلسله مراتبی و توسعه سلاح تأکید دارند، و آنها را به نژادهای ET که این ارزش ها را به اشتراک می گذارند، آزار می دهند. به این ترتیب احتمال دارد که زیرگروه های خزنده "چوپان خوب" که شناخته شده بود این فرهنگ نظامی را به اشتراک بگذارند احتمالا به بخش های مختلف ارتش آمریکا نفوذ کرده اند. چنین نفوذی باید در رفتار بسیار شدید نظامی بخش نظامی آمریکا، در برابر نژاد گریس با Zeta Reticuli منعکس شود. این واقعیت که چنین نفوذی رخ داده است، نشان داده شده توسط دکتر گرگ در دکتر ریچارد بویلان در مورد گروهی که او "Cabal" نامیده است.

گرگ این گروه توطئه "کابال" را به عنوان یک اتحاد از افسران افراطی، بنیادگرای، جنبش فکری، نژادپرست و افراط گرایان که از بیگانگان ترس و نفرت دارند، توصیف کرد. کابال بدون مجوز رئیس جمهور یا کنگره، کنترل سلاح های ستارگان را برای شلیک کردن البوم ها، بازماندگان زندانیان فرازمینی، و تلاش برای به دست آوردن اطلاعات از طریق نیروها، کنترل کرد.

تایید اینکه یک جنگ مخفی با استفاده از تکنولوژی پیشرفته توسط بخش های ارتش ایالات متحده در برابر زتاها انجام می شود، از سرهنگ استیو ویلسون، افسر عالی رتبه است که ادعا می کند که یک پروژه مخفی (Pounce) را برای به دست آوردن یک کشتی قایقرانی تحت فشار قرار داده است. برای سرویس های اطلاعاتی مانند CIA و NSA، که بر جمع آوری اطلاعات، به اشتراک گذاری اطلاعات و ارتباط با نژادهای ET مختلف متمرکز هستند، آنها را به نفوذ Zeta Grays آسیب پذیر می کند که جنبه های این فرهنگ سازمانی را به اشتراک می گذارد.

میزان اعطای این سازمان های مخفی توسط "چوپانان خوب" تهدید شده است از جمله اعلامیه های خبره، مانند فیل Schneider، که شاهد مذاکرات مخفی در امکانات زیرزمینی بین مردم و ET، که در آن نقش کلیدی این ETs شده است جامعه جدید نظم جهانی. (نظم نوین جهانی.)

تهدید توسط Grays؟

اشنایدر توضیح داد که چگونه سازمان مخفی او کار می کرد توسط "Grays های خزنده خزندگان و چگونگی آماده شدن برای" یک دولت جهانی "تهدید شد. به همین ترتیب، دکتر Neruda توصیف وجود ET Corteum، که نزدیک به یک سازمان مخفی به نام "دخمه پرپیچ و خم"، از جمله افراد 1800 و 200 ET، در آژانس امنیت ملی فعالیت می کند. کنترل Paranoid سلسله مراتبی دقیق و محرمانه ای که Labyrinth عمل می کند، نشان می دهد که Corteum شامل زیرگروه های زیرزمینی "چوپانان خوب" است.

همچنین تعدادی از شرکت کنندگان سابق در برنامه های طبقه بندی شده شامل همکاری ET با افراد در آزمایش و توسعه فن آوری های جدید در سازمان های تعبیه شده در نیروی دریایی، ارتش و نیروی هوایی است. طبق گفته استوارت سواردلو و دیگر شرکت کنندگان، یک سری از پروژه های طبقه بندی شده که توسط نیروی دریایی ایالات متحده به رهبری نیروی دریایی ایالات متحده به نام "پروژه مونتاوک" خوانده می شود، یک سازمان مخفی درگیر در اخراج شهروندان ایالات متحده برای آزمایش های کنترل ذهن با گره ها و Reptilians ET در تلاش است تا بیشتر درباره مشکلات عاطفی و رفتاری انسانی . در نهایت، بیل کوپر معتقد است که یک ساختار قدرت مشترک متشکل از افراد و ET است که برنامه ای برای کنترل کامل بر نهادها و جمعیت های انسانی فراهم می کند.

مسابقه های "پدر و مادر" حفاظتی نژادهای ET در برخورد با سازمان های طبقه بندی شده به علت عدم تمایل به مبادله فن آوری هایی که از استفاده نظامی استفاده می کنند و در واقع محدود کردن استفاده از سلاح های پیشرفته، آنها را محدود می کند، تاثیر منفی بر سازمان های مخفی دارند. همانطور که قبلا ذکر شد، جلسه رئیس جمهور ایسهور و این جناح نژادهای انسانی انسانی به علت عدم توافق در مورد سودمندی برنامه نظامی هسته ای آمریکا منجر به شکست شده است. درنتیجه، "مسابقات محافظت از مادران" تلاش های خود را برای به حداقل رساندن فرصت های یک جنگ جهانی جهانی متمرکز می سازد، در نتیجه موجب به حداقل رساندن اثرات مضر آزمایش های سلاح های هسته ای و جلوگیری از برنامه های بی ثبات کننده "چوپانان خوب" و مبارزه با نفوذ "شبانهای خوب" به سازمان های کلیدی مخفی می شود.

دکتر Neruda و گفتگو او

نفوذ "نژادهای حقیقی معلم" بر سازمان های مخفی حتی محدودتر است، زیرا مشاوره معنوی آنها فقط محدود به سازمان های مخفی است، به عنوان موسسات بوروکراتیک نفوذ محدود و بدون نتیجه برای قدرت و منابع. دکتر در مصاحبه خود، نروودا توضیح می دهد که چگونه او مجبور شد از سازمان مخفی که در NSA فرار می کرد فرار کند، زیرا توصیه های روحانی "نژاد مرکزی" در قالب فلسفه، هنر و موسیقی برای تامین سلاح و فن آوری مورد نیاز برای دفاع از مداخلات آموزشی ET در نظر گرفته نشد.

هنگامی که Neruda مشکوک به تحت تاثیر این "نژاد آموزگار عاقلانه" بود، او مجبور بود که با استفاده از تکنولوژی های حافظه تهاجمی، تمام دانش مربوط به رابطه با این نژاد را فریب دهد یا خطر کند. تأثیر این نژادهای "خردمندانه"، به نظر می رسد تأثیر قابل توجهی بر آن افراد در سازمان های مخفی که به نفوذ سابق باز می گردد. این افراد نیروهای پیشرو در انتشار حضور ET را، از طریق یک برنامه تطبیق تدریجی "و برای واکنش خفیف تر نظامی به دخالت های ET، اما در اقلیت در روند سیاست گذاری باقی می ماند.

نکته برای کتاب از فروشگاه اینترنتی سوئینی

فیلیپ جسورسو: روز بعد از Roswell

رویدادها در راسول ژوئیه 1947 توسط سرهنگ ارتش ایالات متحده توصیف شده است. او کار کرد گروه فن آوری های خارجی و تحقیقات و توسعه ارتش و به این ترتیب به اطلاعات دقیق سقوط دسترسی داشت UFO. این کتاب فوق العاده ای را بخوانید و پشت پرده فتنه در پس زمینه نگاه کنید خدمات مخفی ارتش ایالات متحده

روز بعد از Roswell

علل بازتولید حضور خارج از زمین در زمین

قطعات بیشتر از سری

پاسخ دهید