چرا کودکان آفریقایی گریه نمی کنند

12210468x 24. 05. 2013 خواننده 1

من متولد شدم و بزرگ شدم در کنیا و ساحل عاج. من در پانزده سال در بریتانیا زندگی کردم. اما من همیشه می دانستم که می خواهم بچه هایم (زمانی که من آنها را) می خواهم در کنیا به خانه بروم. و بله، تصور می کردم بچه ها را داشته باشم. من یک زن مدرن آفریقایی با دو دیپلم دانشگاهی، نسل چهارم از زنان شاغل در خانواده هستم - اما وقتی به بچه ها می گویم یک زن آفریقایی هستم. ما هنوز اعتقاد داریم که بدون آنها ما کل نیستیم؛ بچه ها یک برکت هستند که احمقانه است برای رد کردن. به نظر نمی رسد که به کسی حمله کند.

من در بریتانیا باردار شدم تمایل به زایمان در منزل بسیار قوی بود که طی ماه 5 تمرینات خود را فروختم، یک کسب و کار جدید ایجاد کردم و نقل مکان کرد. مانند بسیاری از مادران باردار در بریتانیا، من کتاب هایی در مورد کودکان و تربیت را خوانده ام. (بعدا مادربزرگم گفت بچه ها کتاب ها را نمی خوانند و تنها کاری است که باید انجام شود این است که "کودک" را بخوانند). من بارها خواندیم که کودکان آفریقایی گریه کمتری نسبت به اروپایی ها دارند. من کنجکاو بودم چرا.

وقتی به آفریقا برگشتم، مادرها و کودکان را تماشا کردم. آنها در همه جا، به جز کوچکترین در عرض شش هفته، شما بیشتر در منزل بودید. اولین چیزی که متوجه شدم این بود که، علی رغم همه جا بودنش، واقعا دشوار است که "کودک" کنیایی را ببیند. آنها معمولا فوق العاده خوب از مادر خود (گاهی پدر) به خودشان متصل می شوند. حتی کودکان بزرگتر که به عقب متصل هستند از آب و هوا با یک پتو بزرگ محافظت می شوند. شما خوش شانس هستید که به دست یا پای خود نگاه کنید، نه به بینی یا چشم. بسته بندی نوعی تقلید از رحم است. نوزادان به معنای واقعی کلمه به استرسهای دنیای اطرافشان وارد می شوند. چیز دیگری که من تماشا کردم، یک امر فرهنگی بود. در بریتانیا، نوزادان گریه میکردند. در کنیا کاملا مخالف بود. انتظار نمی رود که کودکان گریه کنند وقتی آنها گریه می کنند، چیزی باید به شدت اشتباه باشد؛ باید فورا حل شود خواهر انگلیسی من آن را اینگونه خلاصه کرده است: "مردم واقعا دوست ندارند گریه کودک را بشنوند، درست است؟"

همه اینها زمانی بیشتر شد که من بالاخره یک مادربزرگ را از روستا به دنیا آوردم. در حقیقت، کودکم خیلی گریه کرد. عصبانی و خسته، گاهی اوقات همه چیزهایی را که خواندهایم و گریه میکردم، فراموش کردم. اما برای مادربزرگم تنها راه حل بود: "Nyonyo" (koj ji). این پاسخ او به هر بوق بود. گاهی اوقات او یک پوشک مرطوب بود، یا من آن را گذاشتم و یا نیاز به عجله، اما او فقط می خواستم در سینه او - چه او خوردن و یا فقط به دنبال لذت. من اغلب آن را پوشانده ام و با هم خواب می گذارم، بنابراین این تنها یک گسترش طبیعی از آنچه ما انجام داده ایم.

در نهایت، من راز وحشتناک اتاق اتاق شاد کودکان آفریقایی را درک کرد. این ترکیبی از نیازهای رضایتبخش بود که نیاز به کل فراموشی داشت از آنچه باید باشد و تمرکز بر آنچه در حال حاضر اتفاق می افتد. نتیجه این بود که کودکم خیلی زیاد تغذیه می کرد؛ خیلی بیشتر از آنچه که تاکنون از کتابها خواندم و حداقل پنج بار بیشتر از برنامه های سخت تر توصیه می شود.
حدود چهار ماه، که مادران شهری ترین شروع به معرفی غذاهای جامد به عنوان ما توصیه دخترم را به رویکرد تازه متولد بازگشت و خواستار تغذیه با شیر مادر در هر ساعت، که من کاملا شوکه شده است. در طول ماه گذشته، یعنی بین دو غذا دهی به آرامی طول، من حتی شروع به پذیرش بیماران، گاهی اوقات بدون من ukapávalo شیر یا حرفم را قطع dcerčina پرستار بچه به توجه من که او می خواهد یک نوشیدنی کوچک است.

بسیاری از مادران گروهی که من رفتم، فرزندان خود را برای برنج بذر کرده بودند، و همه متخصصانی که مجبور بودند با فرزندانمان - پزشکان و حتی کامل صحبت کنند - گفتند که این درست است. حتی مادران نیاز به استراحت دارند. ما خوشحال شدیم که وقتی قمرهای 4 را به طور انحصاری با شیر مادر تغذیه کردیم، یک عملکرد قابل تحسین انجام دادیم و به ما اطمینان داد که بچه ها خوب هستند. چیزی است که حق حتی اگر من با اکراه سعی به مخلوط شیطان (میوه به طور سنتی در کنیا در شیر گرفتن استفاده می شود) با شیر بیان و مخلوطی از دخترش ارائه شده است، او آن را رد کرد. بنابراین من مادربزرگم را صدا زدم. او خنده می دهد، از من می پرسد که اگر دوباره کتاب بخوانم. او سپس به من توضیح داد که تغذیه با شیر مادر همه چیز را ساده می کند. "او به شما می گوید وقتی آماده غذا و بدنش باشد."
"من بعد از آن چه باید انجام دهم؟" مشتاقانه پرسیدم.
"انجام آنچه انجام داده اید، فریاد بزنید"

بنابراین زندگی من دوباره تسریع شد. در حالی که بسیاری از معاصران من نگاه کرد به جلو به آنجایی که من غذا برنج آبزی و به تدریج معرفی غذاهای دیگر، کودکان خود را طولانی تر به خواب رفتن، بیدار من با دختر من در شب هر یک یا دو ساعت بود و روز به بیماران توضیح داد که با بازگشت من به کار آن را به طور کامل به عنوان برنامه ریزی نشده است.

من به زودی مشاوره غیر رسمی برای دیگر مادران شهری به طور سه گانه به طور کلی انجام دادم. انتقال به شماره تلفن من و من اغلب در طول تغذیه با شیر مادر خود را برای پاسخ به تلفن، "بله، فقط او را / او را به ادامه شیر." بله، حتی اگر شما تنها تغذیه شنیده می شود. بله، شاید امروز شما حتی نمی توانید لباس خواب خود را تغییر دهید. بله، شما هنوز هم باید مثل اسب بخورید و نوشید. نه، من احتمالا نمی خواهد می تواند زمان خوبی برای بازگشت به کار، اگر شما می توانید استطاعت برای رفتن نیست "و در نهایت، من یک مادر اطمینان:".. به تدریج آن را ساده تر خواهد شد "که نکته آخر از بخشی از من بیان امیدی بود، چرا که به من که در آن لحظه وجود دارد کند سبک تر است.

حدود یک هفته قبل از اینکه دختر من ماه 5 بود، ما برای عروسی به بریتانیا رفتیم و همچنین به خانواده و دوستانمان معرفی کردیم. از آنجا که من چند وظیفه دیگر داشتم، برنامه نگهداری غذا را نداشتم. با وجود همه ظواهر شرم آور بسیاری از غریبه ها، زمانی که دخترم را در مکان های عمومی به سر می بردم، نمی توانستم از اتاق های عمومی برای تغذیه با شیر مادر استفاده کنم زیرا بیشتر آنها به توالت مرتبط بودند.

مردم با آنها من در عروسی در میز نشسته بود اظهار داشت: "شما کودک خوشحال - اما اغلب مست." من سکوت بود. و بانوی دیگری افزود: "اما در جایی می خوانم که بچه های آفریقایی خیلی گریه نمی کنند." نمی توانستم خنده ام بگیرم.

توصیه های عاقل مادر بزرگ من:

  1. هر بار که یک کودک بی قرار است، سعی کنید سینه خود را ارائه دهید، حتی اگر قبل از آنها تغذیه کردید.
  2. با او صحبت کنید. اغلب شما می توانید سینه های خود را قبل از اینکه نوزاد از خواب بیدار شود و به شما اجازه می دهد دوباره سریع تر بخوابید، و شما آرام تر خواهید بود.
  3. همیشه بطری آب را در دست خود بگذارید تا نوشیدنی و شیر کافی داشته باشید.
  4. شما تغذیه با شیر مادر به عنوان یک اولویت (به خصوص در دوره های شتاب رشد ناگهانی) را ببینید، و اجازه دهید مردم در اطراف شما، برای شما به انجام به همان اندازه که آنها می توانند. چند چیز وجود دارد که آنها نمی توانند منتظر بمانند.
  5. کودک خود را بخوانید، نه کتاب. تغذیه با شیر مادر ساده نیست - این می رود بالا و پایین و گاهی اوقات در حلقه ها. نیازهای کودک شما بزرگترین متخصص است.

J. Claire K. Niall

مقالات مشابه

12 در مورد "چرا کودکان آفریقایی گریه نمی کنند"

  • jablon می گوید:

    این مقاله کاملا پوچ است "و هیچ چیز. - سکه برهنه است یک مادر اروپایی معمولی نیز بیدار می شود و هیچ نتیجهای "قهرمانانه" نمی کند. علاوه بر این، یک اروپایی معمولی دستیار دیگری برای هشدار دادن به وی برای آلوده کردن کودک ندارد. من می فهمم که اگر کسی در بخش سزارین تولد داشته باشد، شیر ندارد، اما هنوز هم یک درصد کوچک از والدینش است.

  • Looper می گوید:

    چگونه مادران مطمئن تر - وحشتناک.
    امروزه مردم واقعا نیاز به استراحت دارند، اما بقیه که نیاز به مردم است، استراحت ذهنی است - مغز ما بیش از حد است و نیاز به استراحت دارد، نه تقلید.

  • جانا می گوید:

    من یک سال و چندین بار دخترم را شیرین کرده بودم، اما به همین علت من متوقف نشدم چون شیر نداشتم، اما مجبور بودم کار کنم. من در انگلستان زندگی می کنم و ازدواج مادری من فقط یک سال از شروع من به 2 هفته قبل از تولد است! این 3 x ساده در هر شب برای مراجعه و تغذیه با شیر مادر بود و یک صبح در 6.00 برای رفتن به محل کار
    خوب، من فکر می کنم من به beruska آنچه که من می توانم در محدوده امکانات

  • مونیکا می گوید:

    من هم دخترم را به سال های 4 ترساندم. من کمی متاسفم که برای «آویزان شدن»، اما می توانم بگویم که امروز (این 24let است) این یک خانم جوان سالم، اعتماد به نفس و خودسرانه است و ما رابطه بسیار خوبی داریم. همانطور که کسی در اینجا نوشته است ... ... از لحظات نزدیک بودن، عشق ... این فقط تکراری نیست. حتی امروز، دختر با خنده به یاد می آورد که چگونه او را بر روی گل میخ و پیراهن در هر زمان و هر کجا از آن napadlo.Jsem بسیار خجالتی درهم، اما نمی توانند درک کنند که چگونه مردم در Divat عمومی در مادران شیرده را شوکه کرد. آیا این طبیعی ترین شکل "تغذیه" است، پس چرا شما چنین روحیه ای رفتار می کنید؟

  • C. می گوید:

    بنابراین برای من، مشاوره - Koj - در ارتباط با این واقعیت که کودک گریه نمی کند، بی فایده بود. او بیشتر میخواهد گریه کند. او از زمان شیردهی ناامید شده است. به شدت بلعیده، او بسیاری از هوا بلعیده بود، شکم حساس داشت. او توانست چند بار پس از شیردهی (حتی پس از چند ساعت) سوار شود.
    علاوه بر این، مخلوط کردن شیر نوشیدنی و شیرین قطعا شکم خود را بیشتر آسیب خواهد دید، بنابراین این توصیه نمی تواند برای همه باشد.
    برای من این خیلی جالب است، زیرا کمتر تغذیه با شیر مادر گریه کمتری دارد. علیرغم این که او شیردهی نکرد و در مورد رژیم غذایی هیجان زده بود. حتی اگر در نیم سال یک بار شیر مادر را متوقف کنم، اگر او نبود :)

  • تینا می گوید:

    من تعجب می کنم که آیا 3 فقط پرستار یا تغذیه می شود؟

    • سونی می گوید:

      حدود نیمی از سال، کودک علاقه مند به آنچه که در بشقاب دارید دارید. :) اما او او را به عنوان یک سینه به عنوان اغلب به عنوان او می خواهد.

  • Viky می گوید:

    من مجبور شدم بر روی مقاله لبخند بزنم ... در ماه سپتامبر 2014 من فرزند سومم را برمیدارم. آنها سالها 3 بودند و به مهد کودک رفتند. دو کودک بزرگتر نیز به مدت سه سال شیردهی می کنند. توصیه های مادربزرگ درست است، من فقط مشاهدات خود را اضافه می کنم: در حالی که همسالان ما از پوسیدگی و یا درجه حرارت بالا پس از واکسیناسیون اجباری رنج می برند، ما "رنج می بریم" شیردهی شایع تر. من فکر می کنم شیر نبود، اما تماس. و یک چیز دیگر - از زمانی که جوانان من، من از میگرن وحشتناک رنج می برم که برای درمان نورولوژی پیدا نکرده اند. در دوران بارداری و شیردهی عالی بود. بنابراین - کودک خود را بخوانید و خود را بخواند.

  • Míša می گوید:

    سلام Vando شما واقعا خوب است! تحسین ....
    و هنگامی که سینه های شما از بین رفت، چگونه این کار را کردی؟ آیا او به شما آسیب زد؟
    با تشکر از شما

    • Looper می گوید:

      سینه ها زمانی که ریخته می شوند آسیب می بینند، اما زمانی که سقوط نمی کنند، آنها ریخته می شوند - نه؟

    • Looper می گوید:

      کودک باید حتی در شب نیز پرورش دهد، زیرا چرخه زمانی ساعت 24 ندارد، اما دارای یک چرخه کوتاهتر است. در شب، آنها اغلب از خواب بیدار می شوند و برعکس، در روز می خوابند - این یک اختلال نیست، بلکه تنها این است که کودک با یک سیاره مناسب می شود که روزها و شب ها بسیار کوتاه تر می شود.
      روزها و شبهای زمستانی خیلی طولانی است

      اگر مادر تصمیم به شیر نیست در شب - پس از آن خود را آسیب می رساند، به دلیل آن است سینه دردناکی متورم - و یک نوزاد در شب گرسنه.

  • vanda karolyi می گوید:

    براوو، براوو، براوو! دقیقا همانطور که من باید داشته باشد و من dcerou.kojila من انجام خواهد داد من let.do سال 4 2 گاهی اوقات خسته کننده، اما لحظه untimni بسیار زیبا هر hodinu.bylo، ما واقعا لذت می برد بسیاری obe.divali ما انجام می دهیم چشم و ابلاغ تا usnuti.byla زیبا! عشق، قدردانی و احترام در چشم دختر کوچک من، من هرگز آن را در هر dospeleho.dnes دیده می شود اصولی ترین و nejsebevedomejsi dite جیک znam.a 8.a به من همه را محکوم کرد. odsuzovali.rikali انتقاد قرار داد و که من blazen.a من می دانستم که شما باید به دنبال نیازهای فرزند خود را و نه یک سخنرانی بی فکر از غریبه لورا نمی دانستم و نمی دانم که چقدر آن را به حال stesti.jenom STEC فقط با mamou.vubec بیمار نمی شود همیشه لبخند بر لب، اعتماد به نفس، لنگر انداخته، و بسیار ارزشمند از مادران در chytra.takze قلب خود بگویید چه خوب است برای dite.je خود یعنی برای همیشه ارتباط با دیگر یار فوق العاده کم است!

پاسخ دهید