پروژه سرپو: تبادل شده توسط انسان ها و بیگانگان (8 قسمت.): گونه ها و نژادهای از بیگانگان

27251x 09. 02. 2018 خواننده 1

حادثه در گیت شماره 3

این داستان واقعی یک حادثه در Gate 3 است. این حادثه در آوریل 1983 اتفاق افتاد. دروازه 3 علامت ورود به مجتمع دریاچه گریم بود. این دروازه مجتمع دریاچه Groom با 51 پیوست. شرکت امنیتی خصوصی Wackenhut Corp. در پشت دروازه در اطراف Groom Lake بود. کل مجموعه توسط یک سازمان امنیتی خصوصی و نظامی تأمین شد.

حادثه رخ داده است زمانی که "بازدید کننده" ساکن در منطقه 51 دستگاه فرار به S-2. جستجوی عالی او با نیروهای امنیتی ارتش و خصوصی آغاز شد. بیگانه راه می رفت و به دور از زیرزمینی S-2 از طریق درب باز راه می رفت.

تیم تحقیقاتی شامل مدیر مجتمع امنیتی گوروم دریاچه و افسسی افسر ویژه تحقیق در مورد قابلیت پرواز در فرودگاه بود که مامور اطلاعات ضد انفجار برای این مجموعه بود. آنها هر دو توسط جیپ از پشت درب دریاچه Groom به دروازه منجر به منطقه 51، به نام دروازه 3 سفر کرد.

هنگامی که جیپ نزدیک 3 دروازه، عامل OSI متوجه شده است که از دست رفته نگهبانان در ایستگاه خود را در دروازه. همانطور که جیپ متوقف شد، عامل OSI از جیپ خارج شد تا این موضوع را بررسی کند. او به دروازه رفت تا پاسداران را ببیند. هنگامی که عامل OSI به دروازه ورودی نزدیک شد، متوجه شد که فضای پشت دروازه با خون آغشته شده است. او متوجه شد که تنها بخش کوچکی از بدن او از مردی که قرار بود آنجا باشد، باقی مانده بود.

عامل OSI به جیپ بازگشت و با مرکز کنترل امنیت مرکزی (دفتر امنیتی اصلی این مجموعه) تماس گرفت و یافته های خود را گزارش داد. کارگردان ایمنی Groom Lake نیز از طریق رادیو تلفن جیپ دفتر او را مطلع کرد. عامل OSI که تنها با یک تفنگ اتوماتیک مسلح شده بود، در اطراف دروازه گشت و مرتکب را جستجو کرد. او یک بیگانه را در نزدیکی خط لوله آب زیرزمینی کشف کرد. عامل OSI به او حمله کرد و از او خواست تا تسلیم شود. اما بیگانه بیرون رفت و بعد یک نماینده. در برخی موارد، عامل OSI اسلحه را از یک تفنگ به عنوان یک هشدار اخراج کرد. بیگانه تبدیل شده و به چیزی بر روی عامل اشاره دارد.

عامل OSI در این بازدید کننده را اخراج کرد و او به طور مستقیم در قفسه سینه دو گلوله از یک میلی آمپر 45 تپانچه کالیبر خودکار رسید. بازدید کننده به زمین افتاد. حدود ساعت 18 قبل از اینکه نیروهای امنیتی دیگر وارد شوند، به اتمام رسید. بازدید کننده در وسیله نقلیه قرار گرفت و به S-2 منتقل شد. بازدید کننده از زخم های گلوله ای رهایی یافت.

این حادثه توسط FBI و سازمان تحقیقات ویژه نیروی هوایی مورد بررسی قرار گرفت، اما همچنان محرمانه محسوب می شود. موجودی که در حادثه در دروازه 3 شرکت کرد، Archquloid بود. بیگانه به عنوان یکی از بزرگ خاکستری توصیف شده است. این یک موجود بلند، خاکستری یا قهوه ای بود که دارای چشمان بزرگ، سیاه و سفید، چشمان مبهم و یک سر تلخی بود. او چهار انگشتان بلند داشت، چشمهای زرد با اشاره گرهای عمودی و یک بینی بزرگ و پر زرق و برق داشت. Archquoioids توسط ابن مهندسی ژنتیک شده و برای مشاهده و مطالعه ابن به دولت ایالات متحده ارائه شده است.

این بازدید کننده خاص در یک "حباب" رسما به عنوان "حوزه تمیز،" است که بین سطوح 2 و 3 از osmiúrovňového S-2، 51 در منطقه واقع شده است زندگی می کردند. اگر حافظه ام مرا درست عمل می کند بود، 12 وجود دارد - بخش 15 در این حوزه، که در انتهای جنوبی از S-2 واقع شد.

هر دو Archquloid و J-Rod زندگی می کردند در دو بخش جداگانه، نام "ظروف بیگانه". مهم است که متوجه شوید که هر دو J-ROD و archuoloid یکسان نیستند و ادعای کسی این است که کاملا اشتباه است. Archquloid فرار کرد، نه J-ROD.

ما فرض می کنیم که Archquloid مجبور بود که در قسمت اولیه حوزه خالص زندگی کند و تنها می توانست حداقل زمان را در فضای ما صرف کند. این واقعیت که او بدون فائق آمدن به فضای ما در معرض دید قرار گرفته است به نحوی تحت تأثیر او قرار گرفته است. علاوه بر این، باعث شده است که این موجود مخلوط شده و توانایی ذهنی خود را برای استدلال منطقی، تجزیه و تحلیل و قضاوت از دست دهد. در سخنرانی خیابانی، او "ذهن خود را از دست داد" یا مضطرب شد، باعث شد او از یک دستگاه امنیتی عالی فرار کند و در نهایت برای کشتن نگهبان.

در اینجا اطلاعات پس زمینه برای "حادثه در دروازه شماره 3"، که منجر به یک سری از وقایع در ماه آوریل 1983 منجر شد. همه اینها در گزارش 300-صفحه در مورد این آیکیدنت توضیح داده شده است، که تلاشهای تحقیقاتی FBI و AFOSI را پیوند میدهد.

ایبنی ها می خواستند ما را از خلق هایی که ایجاد می کردند به ما نشان دهند. بله، آنها می توانند تقریبا هر نوع بافت زنده را به فرم مورد نظر با استفاده از روش "کلونینگ چرخه سریع" تقسیم کنند. J-ROD همچنین موجودی است که توسط ابن ساخته شده است. او باهوش بود، او ذهن خوبی داشت و می توانست به سرعت به محیط زیست برسد.

موجودی دوم، آرکولوئید، ابتدایی بود. این تنها یک برده بود. می توانست کنترل شود، سفارشات دریافت کرد، و ایمن بود، یا حداقل فکر می کردیم که آن ایمن است. یکی دیگر از آن توسط یک تراشه مغزی کنترل شده بود که توسط یک جعبه سیاه کوچک کنترل می شد.

ابنیان این موجود را برای آزمایشات پزشکی به ما داده اند. J-ROD از تلاش های ما برای راندن این موجود ناامید شد. موجودی آرچو آرام قادر به ارتباط کامل با J-ROD از طریق تله پاتیک بود. در برخی موارد این "حیوان" ابراز تمایل به آزاد شدن کرد. J-ROD او را از منطقه آزاد کرد و به همین دلیل این حادثه اتفاق افتاده است.

پس از این حادثه، J-ROD در یک سلول امن قرار داده شد. موجودات Archquloidní که تیراندازی جان سالم به در و بعد از التیام پزشکی، در یک سیستم جداسازی امن تر و کنترل را به ما با آبنوس ارائه قرار داده شد. این موجود در حدود یک سال بعد، پس از مخلوطی از تروما همراه با تیراندازی و فعالیت مغزی ناشی از آن، درگذشت. پس از این حادثه، J-ROD هرگز اعتماد کامل ما نداشته است. او همیشه تحت کنترل شدید بود. راه های او تغییر کرده است. خلق و خوی او به دلیل دلبستگی شدید او تغییر کرده است. J-ROD، حتی اگر اساسا صلح آمیز بود، از این اقدامات جدید ناراحت بود.

در مورد حادثه در دروازه هر کس نظر خود را دارد. با توجه به عوامل OSI که به طور مستقیم در تیراندازی درگیر، من نمی خواهم به ترک هر کسی در یک خطرناک، شرایط ناراحت کننده است، چرا که برخی از این جزئیات هنوز هم راز بالا. تا به امروز آن ها هنوز هم بسیاری از شرکت کنندگان تیراندازی تفاوت گسترده ای از نظر در آنچه باید انجام شود، به خصوص با تیم تحقیق، که فقط چند دقیقه خاک تاسیس شد. من نمی خواهم متهم به صحبت کردن مانند یک تکه تابلوئیدی باشم. عوامل در طول این حادثه آنها فقط آن کاری را میکردیم فکر می کردند که درست بود و آنها برای آن ستایش، در حالی که دیگران نظرات در مورد این رویداد متفاوت است.

هیچ کس در اینجا جسد بدی را ذکر نکرده است. بررسی صحنه نشان داد که نگهبانان به درستی مستقر شده اند. Archquloid یک سلاح مخفی با او داشت. سلاح که شارژ شده بود، نوعی پرتو انرژی گرانشی داشت. این ضربه به بدن نگهبان که منفجر شد، ضربه زد. بزرگترین بخش پس از انفجار حدود یک چهارم بدن او بود. یکی از چشمها بی نظیر باقی ماند Archquloid حدود یک سال پس از اینکه او را شلیک کرد، زندگی می کرد، اما او درد دائمی داشت زیرا پزشکان ما نمی توانستند به طور کامل و موثر با تمام مشکلاتش برخورد کنند.

بر طبق اطلاعاتی که ما در رابطه با آرکولوئید دریافت کردیم، که در گزارش حزب 300 خلاصه می شود، گشت او را تهدید کرد و امنیت خود را در دفاع از خود کشته بود. اما تحقیقات نشان داد که یک تفنگ از کلت اتوماتیک .45 خود به طور کامل سوزانده نشده است. سلاح او نابود نگردید، که یک نقطه جالب دیگر را به ارمغان می آورد. اگر نگهبان با اسلحه تهدید شد، چرا او فقط سلاح را نابود کرد؟ همانطور که می بینید، سوالات زیادی وجود دارد که حل نشده است. در پایان، OSI عامل شلیک شلیک کرد و Archquloida چهار بار ضربه زد. این عامل از توقف 165 اخراج شد، که یک نتیجه واقعا عالی است.

مجری توجه: در این بخش با یک منبع محرمانه در آژانس اطلاعات دفاعی است، که یک عضو فعلی "DIA-6" نوشته شده است. به نظر می رسد که او گزینه دیگری برای رها شدن از هرج و مرج، ناکارآمد، از کوره در رفته، بیگانه تقریبا هیستریک خلاص بود. ناشناس او اطلاعات خود را به فهرست گونه بیگانگان اضافه کرد.

اطلاعات اضافی در مورد MIMOZEMŠŤAN: این بیگانه خاص از یک حالت [ذهنی / عاطفی] آشفته رنج می برد. موارد زیر را در نظر بگیرید:

- این موجودی به این سیاره از منظومه شمسی دیگری آمده است

- من نزدیک به 38 نور سال سفر کرد

- در یک مجتمع مسکونی خاص قرار داشت

- او توسط تمدن و فرهنگ ما شوکه شد

- او مجاز به ترک است

- تحت بررسی دقیق تطبیق قرار گرفته است (اوراق قرضه فلزی که او دریافت کرده است زمانی که سعی کرد از دستورالعمل های ما رد شود یا نتواند آن را انجام دهد)

- قادر به برقراری ارتباط در زبان ما نیست

احتمالا او از PTSS [سندرم استرس پس از سکته مغزی] رنج می برد. چه شوک! این همان نوع شوک است که اعضای تیم تبادل آن در CERNO در 1965 به سیاره آمده است. ایجاد شده از زخم های گلوله ای ناشی از عامل OSI بهبود یافته است. در نهایت، او حدود یک سال بعد فوت کرد. به هر حال، باب لزار، که در 51 کار می کرد، از این حادثه نیز آگاه است.

سرپو

قطعات بیشتر از سری

2 در مورد "پروژه سرپو: تبادل شده توسط انسان ها و بیگانگان (8 قسمت.): گونه ها و نژادهای از بیگانگان"

  • petrvetr می گوید:

    من نمی دانم، حتی این مقالات را نخواهم گذاشت. من یک دوست دارم که داستانهای بهتر را می نویسد. با این حال، هر کس حق دارد نظر خود را بیان کند. در غیر این صورت، سایت شما را دوست دارم شما در بسیاری از موارد درست هستید، اما همه چیز متفاوت است

پاسخ دهید