ماجراهای تبتی رich سوم

13585x 27. 06. 2018 خواننده 1

شناخته شده است که سازمان های مخفی رایش سوم تلاش می کنند تا از شیوه های مخفی استفاده کنند. و البته، او به تبت علاقه مند بود. آلمانی ها سعی کردند تا به آموزش های مخفی دیگری "یک ملت سواستیکا".

نتایج نظرسنجی آلمان در تبت هنوز مخفی است، اما چیزی هنوز چاپ نشده است. طرح تبت از عرفان آلمانی با تحریک کارل هاوسفر در 1922 راه اندازی شد.

پروژه امپراتوری سوم تبت

او از ورود چند لامۀ تبتی در آلمان استفاده کرد و سعی کرد دانش خود را بدست آورد. هوسورف خود را در لذت بردن از عنوان "شاگرد اسرار شرقی" تکذیب کرد و معتقد بود که تنها تبت میتواند قدرت عرفانی امپراتوری جدید آلمان را به ارمغان بیاورد.

به زودی Haushofer جامعه تبت را در برلین تاسیس کرد. تقریبا سال 1926 با آدولف شیکل گروبر، که بیشتر به عنوان هیتلر شناخته می شود، با فرهنگ و اسطوره های تبتی آشنا شد. هیتلر تاریخ این کشور را در بر گرفت، اما بیشتر تحت تأثیر شام مرموز، بنیانگذار نازیسم بود که رنه گانون، فرانسوی عارف، نوشت:

"پس از سقوط آتلانتیس، کارشناسی ارشد (ماهاتما) تمدن قبلی، دانشمندان، کودکان اطلاعات کیهانی، به یک مجموعه گسترده غار نقل مکان کردند.

آنها به دو "شاخه"، عقاید راست و چپ تقسیم شدند. اولین "شاخه" Agartha ("مرکز پنهان خوب") است که عناصر و توده های انسانی را کنترل می کند. مگ و جنگجویان، رهبران مردم زمین، اگر آنها قربانیان را به ارمغان بیاورد، می توانند با شامبلا مقابله کنند "

قابل فهم است که بستن یک اتحاد با نیروهای فضایی رویای هر حاکم است.

تلاش برای برقراری ارتباط با شامبلا مرموز

برای برقراری ارتباط با شامبلا اسرارآمیز، Haushofer اولین بار، سپس Ernst Schäfer را آزمایش کرد. Orient Lover، Ernst Schäfer، 1910 در خانواده جمع آوری سلاح های ژاپنی و چینی های چینی متولد شد.

کارل Haushofer

قلب شافر جوان که بزرگ شده شمشیر و کاسه سامورایی که با اژدها تزئین شده است، همیشه شرق را به دست آورده است. ارنست تحصیلات کالج را شروع کرد، و به نظر می رسید مانند چیز دیگری، باغ وحش، اما در 1931 او در حال حاضر در تبت بود. او به عنوان یک متخصص زیست شناسی در یک سفر به رهبری بروک دالان شرکت کرد.

مرد جوان از منافع او شکایت نکرد، هیچ کس در این گروه نمی دانست که او شرقی است، عضو NSDAP بود، و نه شخصا درباره هاینریش هیملر می دانست. پاسدار مخفی Schäfer، رهبر امپراطوری اس اس، ادعا zoologist را وظیفه پیدا کردن Shambhala.

هیجان

سفر در میانمار آغاز شد و تقریبا در چین، که با جنگ داخلی فرا گرفته بود سقوط کرد. بسیاری از اعضای این عملیات، از جمله دالان، جان سپردند. Schäfer ایستاده بود در خط مقدم بازماندگان، و ادامه سفر خود را. این سفر به مناطقی رسیده که هیچ اروپایی آن را ندیده است. مدت کوتاهی پس از بازگشت به آلمان شافر کتاب "کوه ها، بودا و خرس"، که توصیف سفر قهرمانانه که پشته کوه صعود کرد، او را از طریق دره های باریک تحت فشار قرار دادند و غلبه یک رودخانه وحشی.

مسافر در منابع رودخانه زرد و جنگ سیجیانگ بود و "نقاط سفید" را بر روی نقشه تبت در طول مسیر پر کرد. کوهنوردان محلی از شهرکهای بالای ابرها به طور منظم به مهاجمان سفیدپوست حمله کردند، اما آنها بدون هیچ گونه ملاقات بودند. این عملیات کاملا موفقیت آمیز بود، موفق به جمع آوری گیاهان نادر شد که در وحشی رشد نمی کردند و حوض خرس را جذب می کردند، که کمی شناخته شده است به زورگاران اروپایی.

نتیجه مأموریت مخفی یک دانشمند جوان هنوز رمز و راز است. ما فقط می دانیم که هیملر راضی بود. پس از تاسیس آننربا، شافر جایگاه یک دانشمند ارشد را پیشنهاد داد.

سفر جدید به تبت

اسکادران اسکندر، مأمور جدید تبت شد در 1935. از آنجا که پژوهش توسط آکادمی علوم فیلادلفیا تامین شد، نیمی از شرکت کنندگان آمریکایی بودند. مدت کوتاهی پس از گذر از مرز تبت، شافر منازعه میان اعضای اکسپدیشن آلمان و آمریکا را برای خلاص شدن از شهود مازاد منتشر کرد. عصبانی آمریکایی ها در یک سفر بازگشت، و آلمانی ها، به رهبری Schaefer، به منابع ژانگ سی جیانگ و مکونگ آمدند. کاملا ممکن است که این عملیات در لهاس نیز اقامت داشته باشد.

ارنست شوبر

نتایج سفر دوم به کوه های تبت نیز به همان اندازه چشمگیر بود. دانشمندان بسیاری از گونه های ناشناخته جدید حیوانات و گیاهان را کشف کرده اند. در میان آنها کبوتر کوتوله، Antelope ارنگو و بسیاری از پرندگان نادر بود. Schäfer بر اساس مأموریت های اکسپدیشن، مونوگرافی در 1937 را منتشر می کند و از پایان نامه پایان نامه دفاع می کند.

پس از به دست آوردن شهرت در محافل علمی امپراتوری، او به رهبری گروه تینته آننربا سپرده شد. این کار کافی بود، به لطف اکسپدیشن ها، اس اس هزاران نسخ خطی قدیمی تبت را داشت، بخش قابل توجهی از لینک های مخفی بزرگ شرق ...

دیدار هیملر با رهبری گروه تبت

10 اکتبر Xinuman Himmler، رهبر حزب اسوشیتدیت 1938 SS، با رهبری آیننبرگ تبتی، ملاقات کردالف. در این جلسه که در دفتر فرماندهی اس اس برگزار شد، مهلت، اهداف و وظایف عملیات جدید تعیین شد. رسما، این یک سفر علمی دیگری بود تا حیوانات و گیاهان تبت را کشف کند. این عملیات توسط اعضای سرویس های ویژه امپراتوری، کارشناسان رادیو و، البته، شرق شناسان با اتصال به SS و Ahnenerbe حضور داشتند.

وظیفه غیر رسمی در این زمان گزارش نشده بود، اما آنها حتی متوجه آن نشدند. آلمانی ها خواستار ایجاد ارتباط نزدیک تر میان "دو فرهنگ سواستیکا"، نازی ها و تبتی ها بودند.

به منظور انجام این کار، آنها قصد داشتند ایستگاه رادیویی دائمی را در محل اقامت دالایی لاما در لهاسا ایجاد کنند. تجهیزات باید توسط رمز، مهندسین و اپراتورهای رادیویی عالی خدمات رسانی شود.

با این حال ممکن است که این نوع فقط یک درگیری بود، و در واقع، آلمان می خواست لینک پیوند رادیویی خود را با متحد خود به شرق، ژاپن بهبود دهد. لازم بود یک گیرنده فرستنده خودکار مخصوص ساخته شده در آزمایشگاه های SS مخفی و یک توربین بادی عمودی در بالای یکی از کوه های تبت، در منطقه بادهای قوی نصب شود.

اسنادی وجود دارد که در آن طراحی ذکر شده است

مترجم و منطقه ای که باید در آن قرار داشته باشد باید استخراج شود، تکنسین ها نابود می شوند و جاده ها را به ویرانه منتقل می کنند. شواهد مستقیم وجود چنین دستگاهی نیست، اما اسناد اطلاعاتی 1942 در دسترس انگلیسی وجود دارد که با اشاره به سفر گروه خاصی به تبت با هدف از بین بردن فرستنده آلمانی که در آنجا اداره می شود، وجود دارد.

اسناد حاوی شهادت یک شرکت کننده در این سفر است که بر اساس آن انگلیسی ها زمانی که به کوه کانچندجنگی آمدند، پس از یک سفر آلمانی به ساختمان های موقت مواجه شدند. بعضی از خانه ها ملک شخصی بودند و در یک باقی مانده صبحانه. همه چیز به نظر میرسید که اردوگاه اخیرا کاملا عجول شده بود. به سمت شمال شرقی، به دیوار عمود بر کوه، مسیر ریشه دار منجر به یک صخره شیبدار شد که در آن ورودی مخفیانه به زیرزمینی ممکن بود.

بریتانیایی ها قادر به از بین بردن معادن آلمانی نیستند که شروع به انفجار کرده اند. این انفجار سنگ را به دره نفوذ کرد و سنگهای سنگ مرموز و اردوگاه را که انگلیسی بودند، دفن کردند. تقریبا هر کس جان داده است، چگونه از کسی که صحبت کرد، زنده ماند ...

نامه به هیتلر

بعد از اتمام نصب یک مترجم (اگر واقعا وجود داشته باشد)، مأموریت شوئر برای دیدار از پایتخت تبت، لهاسا بود. سپس ریگان تبت سپس شافر را به هیتلر نامه شخصی فرستاد که در آن نوشته است:

"خیلی، آقای هیتلر، پادشاه آلمان، که بیش از قلمرو وسیع است! اجازه دهید رفاه و سلامت شما، آرامش ذهن و فضیلت همراه شما باشد! اکنون شما برای ایجاد یک دولت بزرگ بر اساس نژاد تلاش می کنید.

سر آلمانی وارد اکسپدیشن، شفر صاحب، هیچ مشکلی در هنگام سفر از طریق تبت، حتی در ماموریت خود، ایجاد دوستی شخصی، و نه تنها این، ما معتقدیم که وجود خواهد داشت توسعه روابط دوستانه بین دولت های ما بود.

تصدیق وضوح خود را به شاه هیتلر، اطمینان ما از علاقه به ادامه دوستی، به معنای کلمات صحبت شده توسط شما. من مطمئن هستم که نوشته شده توسط 18 در اولین ماه تبت از سال زرافه (1939) "

بلافاصله پس از ارسال نامه به نائب السلطنه هیتلر اتصال رادیویی بین لهاسا و برلین تاسیس شد. با درب، سنگهای قیمتی inkrustovaným، شال ابریشم و یک مسابقه تبت سگ ویژه یک کاسه نقره ای: نایب السلطنه تبت شافر نیز هدیه، که برای رهبران مردم آلمان در نظر گرفته شد است.

Schäfer لذت بردن از مهمان نوازی ریگان بود. گزارش او ضرب و شتم عمق شور و شوق از پایتخت تبت است:

"راهبان، در مجموعه های جشن قرمز، به طور متناوب متون مقدس سخن گفته اند. صدای عمیق و بلند به یک جریان غیر قابل توصیف تبدیل شده است. همانطور که ظاهر شد، آن را از تعظیم بسیار ماتریا، بودا آینده، که توسط یک مجسمه غرور بر روی محراب قرمز بالا به تصویر کشیده شد، ظاهر شد.

سمفونی از رنگ ها و بوی ها همراه با ارکستر کاملا سازگار است. ضربات ناشی از درام، سوت فلوت، ساخته شده از استخوان انسان، در ماه مارس، با یک حلقه زنگ، سنج های کوچک و زنگ های طلایی. Maitreya، که در اینجا توسط Champagne نامیده می شود، به شکل چربی های فشرده خنثی به تصویر کشیده شد.

هنوز زمان برای تجسم جدید از بودا از آسمان فرود بر روی زمین گناه، به دنبال از طریق دود معطر با یک لبخند غمگین در حوادث و وقایع، محکم فشار یک زائر بسته نرم افزاری نیست. زمان می آید، یک کوه که آن را پنهان، پشت سر هم رعد و برق پیروز، و او، به عنوان یک شاهزاده، او بیش از مسیرهای تبت مراحل اعلام عصر الحاق از شادی و عدالت است. "

ویژگی های مشترک آئین ها

به هنگام مطالعه مراسم راهبان بودایی شفر مشترک زیادی با مراسم از آریایی ها، که کاملا با توجه به روح دکترین نازی ها پیدا شده است. و البته، جستجو شامبا را فراموش نکنید. با کمک نقشه های قرون وسطی و بر اساس کار از بلاواتسکی، Roerich و دیگر مسافران که علاقه مند به رمز و راز غیبی از شرق بودند، آمد پروفسور آلبرت Grünwedel، شرق شناس آلمانی، به این نتیجه رسیدند که ورودی در دسترس به شامبالا، واقع در مجاورت کوه کانچن جونگا وجود دارد.

گفته شده است که عملیات شافر هنوز وجود دارد. و ظاهرا نه به طور کامل ناموفق، ورود به شامبالا آلمان نشد، اما چند فرستنده های رادیویی مرموز ثبت شده در یک زبان ناشناخته، که در باند UHF صورت گرفت، پس از آن عملا استفاده نشده است. از آنجا که نوارهای نوار ناپدید شده یا هنوز مخفی هستند، هیچ نتیجه ای نمی توان یافت.

اکثر اعضای تیم آلمان به تبت بازگشت به قلمرو 1939 تابستانی. Schäfera در مونیخ به عنوان یک قهرمان جشن گرفته شد و رهبر SS Reich Heinrich Himmler نیز در مراسم حضور داشتند. روز بعد، پس از بازگشت به میهن، رهبری آلمان شروع به مقابله با سفر به تبت کرد. این بار قرار بود کل بخش سربازان و دانشمندان با زبانه ها و هزینه تجهیزات نظامی و ابزار علمی باشد. اما آغاز جنگ آنها را از تحقق این طرح جلوگیری کرد و کنترل قلب آسیا را به دست آورد.

لاپلند

در 1941، Schaefer موفق به شرکت در پروژه دیگری اسرارآمیز با نام "Lapland" شد.

در این مورد، این رویداد نباید در تبت، اما در فنلاند انجام شود. ظاهرا، آلمانی ها قصد داشتند Hyperborea Arctic را پیدا کنند، افسانه اساطیری اروپایی ها.

جزئیات پروژه لپ لند تا به امروز شناخته نشده است و هیچ اسنادی که می تواند به اهداف واقعی آلمانی ها شهادت دهند، حفظ شده است.

Schäfer ناپدید شد

و Schäfer دوباره در 1943 دوباره به تبت بازگشت. گوبلز، که در هنگام تولد کمپین تبلیغاتی "تبت و اسرارآمیز"، به دانش خود نیاز داشت. به زودی پس از پایان کمپ اشرف، او ناپدید شد. آیا او دوباره به تبت رفت تا با تماس با نیروهای مرموز که در زیر هیمالیا قرار داشتند، تماس بگیرد؟

یا چیز دیگری بود؟ پس از May 1945، Schäfer دیگر نمیتواند به آلمان بازگردد، هر چند که سرویسهای مخفی کشورهای متحد او به دنبال او بودند. سرویس های مخفی مشابه نیز به تبت ها علاقه مند بودند که به تعداد زیادی به امپراتوری خدمت می کردند.

حتی قبل از ورود هیتلر به قدرت، شمار زیادی از تبت، عوامل مذهبی و سکولار در آلمان زندگی می کردند. در برخی از شهرهای بزرگ، کل جامعه شکل گرفت و بیشتر در مونیخ و برلین زندگی می کردند. شرکت تلوزیونی مرموز "Monks Green" ارتباطات خود را با Thule حفظ کرده است.

در برلین لام تبت، شناخته شده برای حمل دستکش های سبز به عنوان نشانه ای از متعلق به راهبان سبز بود. این مرد چندین بار نتایج انتخابات پارلمان آلمان را پیش بینی کرده و نقش حزب کارگران سوسیالیستی آلمان (NSDAP) را پیش بینی کرده است.

هیتلر که علاقمند به اوغوزی بود، به تبتها کشیده شد و بسیاری از آنها "رهبر دادگاه" بودند. هنگامی که ارتش شوروی به شهر اصلی امپراطوری حمله کرد، تمامی تبتی ها از محله هیتلر کشته شدند. آنها نمی خواستند به اسارت بیفتند، آنها مرگ را در مبارزه ترجیح دادند یا خودکشی کردند. و اسرار آنها پیروان هیتلر را از شرق به قبر بردند.

مقالات مشابه

پاسخ دهید