بررسی شواهد بشقاب پرنده با کوری گود و مایکل سالا

1 13. 07. 2018
سومین کنفرانس بین المللی Sueneé Universe

دیوید ویلکاک: خوش آمدید افشای کیهانی UFO. من هستم دیوید ویلکاک، مجری شما او اینجا با من است کوری گود و مهمان هفته ما است دکتر مایکل سالا از انستیتوی سیاست های انحصاری. امروز فوق العاده خواهد بود ما در مورد ویلیام تامپکینز همچنین در مورد تحقیقاتی که دکتر مایکل سالا بیانیه های جسورانه ای را که در قسمت های قبلی سریال خود بحث کردیم ، حتی بیشتر جلو می برد. کوری ، خوش آمدید.

کوری گود: متشکرم.

دیوید ویلکاک: دکتر سالو ، به سریال ما خوش آمدید.

دکتر مایکل سالا: متشکرم ، دیوید

سیاست های برون مرزی چیست

دیوید ویلکاک: وب سایت شما "exopolitics.org" نام دارد که احتمالاً نیازی به توضیح دقیق ندارد. هنوز هم ، من می خواهم ما با تعریف دقیقاً آنچه شما فکر می کنید شروع کنیم سیاست های برون مرزی.

دکتر مایکل سالا: البته. وقتی برای اولین بار با اطلاعاتی در مورد زندگی فرازمینی و فناوری طبقه بندی شده مواجه شدم ، در دانشگاه آمریکایی در واشنگتن دی سی سیاست های بین المللی را تدریس کردم. هرچه بیشتر به این موارد علاقه مند شده و درباره آنها تحقیق می کردم ، برایم واضح تر می شد که کاملاً واقعی هستند. من شروع به فکر کردن در مورد این اصطلاح کردم تا بهترین قسمت مورد علاقه خود را توصیف کنم. از آنجا که من درگیر سیاست بین الملل بودم ، برایم روشن بود که این ربطی به سیاست دارد - و چون ما اگزوبیولوژیست ها و سیاره شناسان خارجی داریم ، مفهوم منطقی این بود سیاست های برون مرزی. و از آن زمان در اینجا تحقیق کردم.

دیوید ویلکاک: در مورد ویجر 2 و پلاک آن با حکاکی دو انسان و نقشه ای از مکان ما بحث های زیادی شده است.

آیا شما به تحقیق خود رسیدگی می کنید تا نتیجه گیری کنید که ممکن است بشقاب غیر ضروری یا غیرقانونی باشد؟ آیا ما واقعا تنها هستیم و آیا با ما تماس گرفته شده است؟

دکتر مایکل سالا: خوب ، وقتی همه گزارشاتی را که طی سالیان متمادی از شاهدان مختلف آمده و همه کسانی که ادعا می کنند قبلاً با بیگانگان ملاقات کرده اند ، بررسی کنید ، دیگر از این س askingال که آیا روزی ما زندگی فرازمینی را کشف خواهیم کرد یا روزی کشف خواهیم شد ، متوقف خواهید شد. ما مدت ها پیش کشف شده ایم ، بیگانگان از ما بازدید می کنند و با ما تعامل می کنند. فقط باید فهمید که چه کسی دقیقاً با بیگانگان صحبت می کند - کدام ارگان های دولتی ، کدام واحدهای نظامی در این همکاری مخفی دخیل هستند و دامنه این همکاری چیست. این همان چیزی است که بیشتر به آن علاقه مندم ، زیرا همیشه می خواستم بدانم نیروهای محرک سیاست بین الملل چه نیروهایی هستند. هرچه اطلاعات بیشتری در مورد توافق نامه ها و قراردادهای منعقد شده داشته باشیم ، برای ما روشن تر است که سیاست بین الملل واقعاً چیست.

کتاب دکتر شما می توانید مایکل سالی را در ما بخرید فروشگاه Sueneé Universe.

سالا: پروژه های مخفی بشقاب پرنده ها

دیوید ویلکاک: اگر بدانیم که همه این تصمیمات بدون هیچ گونه رأی و تصویب در حال اجرا هستند ، جایگاه شما در این گفتگوی برون سیاسی چیست؟

دکتر مایکل سالا: من بعنوان یک دانشمند علوم سیاسی در ارزیابی صحیح یا اشتباه بودن تصمیمات متمرکز نیستم ، بلکه بیشتر به ایجاد شفافیت بیشتر در کل موضوع می پردازم. من معتقدم که هرچه کارها شفاف تر باشند ، بهتر می توان تصمیم گرفت که چه کارهایی باید انجام شود و چه کارهایی نباید انجام شود. و من معتقدم که مسئولیت کاملاً کلیدی است. من به عنوان یک دانشمند علوم سیاسی همیشه به این فکر می کنم که چگونه می توان مردم را نسبت به تصمیماتشان پاسخگو دانست. چگونه می توان سیاستمداران و سیاستمداران را نسبت به عملکرد خود پاسخگو دانست؟ برای پاسخگویی به شفافیت لازم است.

شفافیت

اما وقتی من به کل پدیده فرازمینی نگاه می کنم ، این شفافیت هنوز وجود ندارد. این بدان معناست که افراد خاصی بدون هیچ گونه مسئولیتی در قبال آنها و بدون اطلاع عموم ، سیاستمداران یا نمایندگانی که می توانند به هر روشی آن را تنظیم کنند ، تصمیماتی می گیرند که بر همه ما تأثیر می گذارد. بنابراین ، هدف من دستیابی به شفافیت و رونق بخشیدن به این پدیده ها است.

کوری گود: بله ، عدم شفافیت واقعاً یک مشکل است. به همین دلیل خبرچین ها به میدان می آیند. و مدتی به ویلیام تامپکینز دسترسی داشتید.

دکتر مایکل سالا: دقیقا. بیل تامپکینز بسیار جالب است. من اولین بار در اواخر سال 2015 یا ابتدای سال 2016 وقتی به برخی ضبط های مصاحبه های او رسیدم ، در مورد او شنیدم. شهادت او باورنکردنی بود. و من خوش شانس بودم که یک شخص کلیدی را در کتاب او می شناختم بیگانگان انتخاب شدهکه در سال 2015 منتشر شد. دکتر رابرت وود همکار من است بنابراین نزد او رفتم و از او پرسیدم: "چگونه موفق شدی با آن بیل تامپکینز که داستانش بسیار شگفت انگیز است کار کنی؟" و باب این را به من توضیح داد.

ویلیام تامپکینز: توسط بیگانگان انتخاب شده است

کوری گود: باب پسر مناسبی است.

دکتر مایکل سالا: دقیقا.

کوری گود: بله

دکتر مایکل سالا: من قبلاً با باب کار کردم تا اسناد خاص مربوط به ترور رئیس جمهور کندی را تأیید کنم. بنابراین من می دانم که باب واقعاً یکی از متخصصان برجسته در تأیید اسناد ، به ویژه اسناد طبقه بندی شده است. به همین دلیل وقتی او به من گفت که شهادت بیل تامپکینز درست است دلگرم شدم - او در واقع روی یک پروژه مخفی نیروی دریایی کار کرده بود ، سپس بیش از یک دهه در شرکت هواپیماسازی داگلاس کار کرده بود و اطلاعاتش قابل اعتماد بود. من در ژانویه 2016 با بیل تامپکینز ملاقات کردم و از یک مصاحبه فیلمبرداری کردیم - بیش از 10 ساعت ماده.

من واقعا سعی کردم تمام جزئیات داستان او را بررسی کنم. سپس شروع کردم به پیدا کردن داستان واقعی او و اینکه آیا مردم او در مورد واقعا وجود دارد صحبت کرد. باب بیل توجیه صحت داستان در دوره از سال 1950 1963 زمانی که بیل برای هواپیمای داگلاس شرکت کار کرده است. اما آیا امکان بررسی دوره ای که او در ایستگاه هوایی دریایی در سن دیگو گذراند، تأیید شد؟ آیا مردم او به نام واقعی؟ بزرگترین مشکلی که ما با دریاسالار، که بنا به گزارش در آغاز این برنامه بود. حتی در کتاب، نام دریاسالار نامناسب بود. به همین دلیل است که ما یک مشکل بزرگی داشتیم تا بتوانیم این شخص را واقعا وجود داشته باشد.

ریکو بوتا

دیوید ویلکاک: مایکل ، در حالی که به مکالمات شما با تامپکینز گوش می دادیم ، به نظر می رسید که او می گفت "ریک اوباتا". به نظر می رسید که او در مورد شخصی به نام ریک صحبت می کند. من هم همینطور فکر کردم چگونه توانستید نام را رمزگشایی کنید؟

دکتر مایکل سالا: خوب ، در این کتاب ، او به عنوان "ریکا اوباتو".

دیوید ویلکاک: دقیقا.

دکتر مایکل سالا: اما هیچ دریادار به نام "ریک اوباتا" پیدا نکردیم. در پایان ، مشخص شد که نام وی "ریکو بوتا ، BOTTA" بوده است.

دیوید ویلکاک: به وضوح.

دکتر مایکل سالا: هنگامی که از نام صحیح وی پی بردیم ، توانستیم رزومه وی را بدست آوریم و دریابیم که چنین شخصی در واقع در نیروی دریایی کار می کند ، وی یک دریاسالار است و همچنین مسئول پایگاه نیروی هوایی نیروی دریایی در سن دیگو است. چیزی که جذاب بود این بود که وقتی فهمیدیم این دریادار وجود دارد یا نه ، بالاخره نام او را گرفتیم ، اما هیچ چیز دیگری از او نمی دانستیم. در اینترنت هم چیزی از او نبود. اما در همان زمان ، در مارس 2016 ، وب سایت یک خلبان نیروی دریایی تماس گرفت عقاب های طلایی یک زندگی نامه یک صفحه ای از دریاسالار ریکو بوتی را کشف کرد. از هیچ جا احساس کردیم کسی به ما کمک می کند ...

کوری گود: به درستی.

دکتر مایکل سالا: … اینکه برخی از افراد نیروی دریایی در تلاشند تا به ما کمک کنند.

کوری گود: دقیقا.

دکتر مایکل سالا: زیرا قبل از مارس 2016 ، چیزی در مورد Ric Bott در کل اینترنت وجود نداشت.

کوری گود: جای تعجب نیست ، زیرا تامپکینز در مورد پروژه طبقه بندی شده شهادت داد.

دکتر مایکل سالا: به نظر می رسد شخصی در حال کمک به تامپکینز است. برای من ، این جزئیات یک تأیید مشخص بود که افرادی در نیروی دریایی وجود دارند که می خواهند این داستان روشن شود. به محض انتشار این بیوگرافی یک صفحه ای ، ما توانستیم در مورد ریکو بوت ، زندگی وی و بخشهای پایگاه نیروی هوایی نیروی دریایی در سن دیگو اطلاعات بیشتری کسب کنیم. این یک موفقیت بزرگ بود ، زیرا این ریکو بوتا بود که در اثبات حقیقت داستان تامپکینز هنگام کار در پایگاه نیروی هوایی سن دیگو مهم بود.

دیوید ویلکاک: دکتر. سالو ، شما از معدود محققان برجسته بشقاب پرنده بودید که جرأت داشتید برجسته شوید و اعتبار داستان کوری را تأیید کنید. چه عاملی باعث شد شما به حقیقت داستان کوری ایمان بیاورید؟

دکتر مایکل سالا: آه بله یکی از عوامل حیاتی برای من این بود که شهادت او بسیار سازگار بود و سخنرانی بدن او هماهنگ بود. وقتی اولین بار با 2016 یا 2015 با Corey شروع شد ...

دیوید ویلکاک: بله

کوری گود: بله، در 2015

مصاحبه های ایمیل

دکتر مایکل سالا: درست است ، در ابتدای سال 2015. من چندین مکالمه ایمیل با او داشتم - من به حدود دوازده فکر می کنم.

کوری گود: درست است.

دکتر مایکل سالا: کوری به س myالات من پاسخ داد ، من پاسخ های او را خواندم و آنها را منتشر کردم تا افراد دیگر بتوانند آنها را بخوانند. و جالب بود که دیدید پاسخهای وی از این ایمیلها با پاسخهای وی از ویدئوها مطابقت دارد. وقتی به صورت کتبی پاسخ می دهید ، قسمت خاصی از مغز کار می کند ...

کوری گود: به درستی.

دکتر مایکل سالا: brain مغز چپ. اما هنگامی که به صورت شفاهی پاسخ می دهید ، از نیمه راست مغز استفاده می کنید. با این وجود اظهارات وی موافق بود. شهادت او ثابت بود. بسیاری از شرایط دیگر موافقت کرد. نکته اصلی این بود که کوری در اواسط سال 2015 در مورد سفر خود به مریخ صحبت کرد. او توضیح داد که با گونزالس به آنجا رفته است تا سو the استفاده کارگران از کار در مریخ را بررسی کند - اینکه او به کلنی می رود که توسط یک مدیر وحشی به عنوان یک دیکتاتوری اداره می شود. در همان زمان که کوری به این اطلاعات رسید ، میزبان یک نشست هم اندیشی در انجمن بین سیاره ای انگلیس در لندن بود ، جایی که بیش از سی مهندس برجسته هوانوردی ، تانکرهای تفکر و چندین مقام دولتی در مورد چگونگی برکناری دیکتاتور از پایگاه استخراج فرضی مریخ بحث کردند. تصور کنید که یک پایگاه در مریخ وجود دارد که توسط یک دیکتاتور اداره می شود - چگونه آن شخص را حذف می کنید؟

کوری گود: بله ، این چند روز پس از انتشار این اطلاعات در بود افشای کیهانی.

دکتر مایکل سالا: دقیقا. دقیقا. با "همزمانی" دیگر ، پرزیدنت اوباما قانونی را امضا کرده است که استخراج فضا را تحت نظارت نظارتی رها می کند. این بدان معناست که تمام موارد سو استفاده در فضا - به عنوان مثال ، اگر شرکت های استخراج کننده فضایی از کار برده سوused استفاده کنند - تا سال 2022 از محدوده مقررات دولت خارج بودند. رئیس جمهور همزمان با ظهور کوری با این اطلاعات قانون را امضا کرد. و حتی چنین "تصادفات" بیشتر بود.

دیوید ویلکاک: همچنین قابل توجه است که شما اولین کتابی را نوشتید که در آن شهادت کوری گود با جزئیات بحث شده است.

دکتر. مایکل سالا: افراد داخلی برنامه های فضایی مخفی و اتحادهای بیگانه را فاش می کنند

دکتر مایکل سالا: عنوان کتاب من "افراد داخلی برنامه های فضایی مخفی و اتحادهای بیگانه را فاش می کنند" در این کتاب ، من از شهادت کوری ، مکالمات ایمیل ما استفاده کردم. من از این مطالب زیاد استفاده کرده ام و همچنین اعتبار آنها را تأیید کرده ام ، از جمله اینکه آیا شهادت وی با اسناد تاریخی مطابقت دارد. کوری یکی از موارد کلیدی این بود که آلمان نازی یک برنامه فضایی مخفی دارد که از آلمان نازی و قطب جنوب اجرا می شود.

بنابراین من شروع کردم به دیدن اینکه آیا شواهدی وجود دارد که نازی ها واقعاً برنامه فضایی داشته اند یا نه - و من اسناد تاریخی را پیدا کردم که آن را تأیید می کند. یکی از آنها مجموعه ای از اسناد ایتالیای فاشیست از سال 1933 بود ، که ثابت می کند بنیتو موسولینی یک گروه کاملاً مخفی برای مطالعه بشقاب پرنده اسیر شده ایجاد کرده است. ایتالیایی ها بشقاب پرنده را در سال 1933 کشف کردند و یک گروه فوق العاده مخفی برای بررسی آن تشکیل شد که رئیس آن Guglielmo Marconi بود.

گوگلیلمو مارکونی

گوگلیلمو مارکونی

بنابراین ، معلوم شد که ایتالیا در حال مطالعه این پدیده در سال 1933 است. اندکی بعد ، ایتالیای فاشیست متحد آلمان نازی شد ، که با همه این فن آوری ها ، همه این یافته ها مشترک بود. و این در واقع از گفته های کوری پشتیبانی می کند.

کوری گود: بعداً ، كتابی از ویلیام تامپكینز منتشر شد كه در مورد همان مطلب می نوشت و تامپكینز هنگام ضبط مصاحبه های خود روی آن كار می كرد.

دکتر مایکل سالا: دقیقا. در واقع ، باب وود نسخه ای از کتاب من را گرفت و آن را به بیل تامپکینز قرض داد ...

کوری گود: درست است.

دکتر مایکل سالا: lekl و به او گفت ، "این بسیار شبیه همان چیزی است که شما در مورد آن می نویسید.کتاب من در سپتامبر 2015 و کتاب بیل تامپکینز در دسامبر 2015 منتشر شد.

کوری گود: بله

دکتر مایکل سالا: بنابراین بیل کتابی را دریافت کرد که شهادت کوری و تاریخچه این برنامه فضایی مخفی را بررسی می کرد ، از جمله دو برنامه در آلمان نازی - یکی در آلمان و دیگری در قطب جنوب. و بیل تامپکینز آن را خواند و شروع به لعن کردن کرد ، "اوه خدای من! چگونه او این اطلاعات را بدست آورده است؟ فکر می کردم تنها کسی هستم که از آن اطلاع دارد و این راز را برملا می کنم!"

کوری گود: به درستی.

دکتر مایکل سالا: او از اینکه کسی جلوی خودش شروع به صحبت در این باره کرده بود شوکه شد. و این تایید مهمی بود که کوری به من گفت.

کوری گود: از آن زمان ، شما شواهد ادعاهای تامپکینز را به طور دقیق اثبات می کنید. در طول تحقیق خود چند مورد را پیدا کردید؟ آیا شهادت های ما سازگار است؟

دکتر مایکل سالا: من کبریت های زیادی پیدا کردم. به خصوص در ابتدای برنامه ، و سپس همچنین در مورد اینکه چگونه نیروی دریایی ایالات متحده برنامه خود را برای مطالعه چه چیزی طراحی کرده است آلمانی ها آنها این کار را کردند و بعداً کشتی های خود را مهندسی و طراحی کردند. واقعاً حیاتی بود که تامپکینز این موضوع را به ما تأیید کرد.

کوری گود: قطعاً

دیوید ویلکاک: کوری ، در مورد اینکه چگونه ایتالیای فاشیست یک بشقاب پرنده پیدا کرد ، من هرگز نشنیده ام که در مورد نقش ایتالیای فاشیست در برنامه فضایی مخفی نازی صحبت کنید. آیا در این مورد چیزی می دانید؟

پایگاه ها در ایتالیا

کوری گود: بله بله بسیاری از پایگاه های زیرزمینی و کوهستانی آنها در ایتالیا بودند.

دیوید ویلکاک: واقعاً؟

کوری گود: آنها مناطق اختصاصی در ایتالیا داشتند که در آن فن آوری ها را توسعه می دادند و برخی از اجزای سازنده برنامه فضایی آنها در ایتالیا تولید می شد.

دکتر مایکل سالا: من همچنین به یک توافق بسیار جالب بین شهادت کوری و بیل برخوردم: هر دو در مورد مارکونی صحبت می کنند که مقدار زیادی از این اطلاعات را به آمریکای جنوبی می برد و برنامه ای را در آنجا تنظیم می کند - برنامه ای خصوصی تر. بیل تامپکینز همچنین می گوید که مارکونی کاری را در آمریکای جنوبی آغاز کرد و ایتالیایی ها یک برنامه فضایی بسیار شگفت آور داشتند. در اینجا نیز شهادت های کوری و بیل مطابقت داشت.

دیوید ویلکاک: دکتر. سالو ، تو تحقیق کردی Die Glocke، بشقاب پرنده های آلمانی و بررسی آنها درباره ضد جاذبه؟ آیا در مورد آنها در کتاب خود نوشتید؟

دکتر مایکل سالا: بله، او نوشت. اینها نمونه هایی از تلاش جنگ نازی ها برای تبدیل فناوری های بیگانه به سلاح ها است.

دیوید ویلکاک: بله

دکتر مایکل سالا: وی مسئول این قسمت از برنامه فضایی نازی بود SS a کراملر. ما شاهدانی داریم که در مورد بشقاب پرنده های آلمانی و تلاش ناموفق برای تبدیل آنها به سلاح صحبت می کنند. بسیاری از دانشمندان برجسته نازی در آنتاکرتیدا کار می کردند - در اینجا بود که آنها بلند پروازانه ترین و در نهایت کارآمدترین برنامه فضایی خود را توسعه دادند.

کوری گود: به درستی. و همچنین سلاح های غیر جنبشی.

دکتر مایکل سالا: به درستی.

کوری گود: سلاح های مبتنی بر انرژی.

دکتر مایکل سالا: دقیقا.

کوری گود - مایکل سالا - دیوید ویلکاک

دیوید ویلکاک: و آیا وارد تحقیق در مورد پروژه هایجامپ شدید؟ زیرا یکی از نکات قابل توجه در مورد شهادت کوری ، حمله برنامه ریزی شده به قطب جنوب بود که نابودی پایگاه های نازی ها در آنجا پس از جنگ جهانی دوم بود. آیا موفق به اثبات آن شدید؟

تهاجم قطب جنوب

دکتر مایکل سالا: بله دقیقا. این قسمت بسیار مهمی از شهادت کوری بود. من خودم چندین سال است که به این موضوع علاقه مندم. من شایعات زیادی در مورد عملیات Highjump شنیده ام و اطلاعات زیادی در مورد آنچه گروه عملیاتی دریاسالار برد در قطب جنوب با آن روبرو شده است وجود دارد. اما من از بیل تامپکینز زمینه گسترده تری از عملیات هایجامپ را آموختم - که این فقط نبردی نبود که در آن نیروی دریایی سعی داشت پایگاه نازی ها را در اواخر سالهای 1946-47 پاکسازی کند ، بلکه یک سال قبل از آن دریادار برد برای دیدار با نازی ها به قطب جنوب رفته بود. در ابتدا آنها می خواستند با آنها موافقت کنند ، اما این مذاکرات موفقیت آمیز نبود و انگلیس نیروهای ویژه خود را در تابستان 1945-46 - بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم ، پس از تسلیم ژاپن در ماه آگوست ، به آنجا فرستاد.

این بدان معنی است که تنها چهار ماه پس از تسلیم ژاپن ، هر دو انگلیسی و آمریکایی گروه هایی را برای یافتن و مذاکره با پایگاه های آلمان به قطب جنوب می فرستند. آنها در پایان جنگ با SS مذاکره کردند و فکر کردند که می توانند با نازی ها در قطب جنوب نیز به توافق برسند ، اما موفق نشدند. و بنابراین - طبق گفته بیل تامپکینز - دریادار برد به واشنگتن بازگشت و گفت: "متأسفانه ، مذاکرات به شکست انجامید." فقط در آن زمان بود که نیروی دریایی تصمیم گرفت در اولین فرصت ، در تابستان نیمکره جنوبی در آغاز سالهای 1946-47 ، شروع به کار کند. نیروی کار 68 یا عملیات Highjump.

اما در تلاش برای مذاکره ابتدا ، آنها واقعاً منصرف شدند به آلمانی ها زمان تکمیل توسعه سلاح های انرژی جهت دار که نازی ها بشقاب پرنده خود را با آن مجهز کردند. وقتی سرانجام نیروی دریایی حاضر شد ، نازی ها از قبل این بشقاب پرنده ها را داشتند که در نبرد با بهترین جنگنده ها ، ناوشکن ها و دیگر کشتی های نیروی دریایی بسیار موثر بودند.

کوری گود: آیا در این شهادت ، تامپکینز به دیدار سطح بالا بین ایالات متحده و جناح جدایی طلب نازی در آرژانتین اشاره کرده است یا او در مورد قطب جنوب صحبت کرده است؟

دکتر مایکل سالا: وی گفت که در اواخر سالهای 1945-46 ، دریادار برد برای این جلسات خاص به قطب جنوب سفر کرد.

کوری گود: درباره جلسه سطح بالایی که در آرژانتین برگزار شد ، مطالعه کردم.

دکتر مایکل سالا: می بینم.

دیوید ویلکاک: همزمان؟

کوری گود: به درستی.

دکتر مایکل سالا: می بینم. خوب خوب ، این مناسب خواهد بود ، زیرا ما داستان های بسیاری از هیتلر ، کملر و بورمان را شنیده ایم که در حال عزیمت به آمریکای جنوبی برای ایجاد یک مرکز جدید قدرت سیاسی ، امپراتوری چهارم هستند.

کوری گود: و از طریق آنها بود که مسیر به آنچه در قطب جنوب رخ می داد منجر شد.

دکتر مایکل سالا: به درستی. من می گویم که ... بله ، به احتمال زیاد مذاکراتی یا جلساتی انجام شده است ، اما برد گفت که حداقل طبق بیل تامپکینز این مذاکرات را مستقیماً به قطب جنوب هدایت می کند.

دیوید ویلکاک: ممکن است گفتگوی ریچارد دولان با یکی از افراد داخلی که در مورد برنامه رئیس جمهور ایالات متحده برای حمله به منطقه 51 صحبت کرده است را به خاطر بسپارید. بسیار خوب است اگر بتوانید آنچه را که در مورد این حمله می دانید با ما در میان بگذارید.

کوری گود: من فکر می کنم رئيس جمهور واقعا حمله به بخش اول ارتش و یا چیزی را تهدید کرد.

دکتر مایکل سالا: بله درست است. او مخبر بود که ابتدا با او صحبت کرد لیندا مولتون هاو حدود دوازده سال پیش. اسم مستعار استفاده شد چلیک ساز. وی ادعا کرد که عضوی از تیم سیا است که توسط رئیس جمهور آیزنهاور به آنجا اعزام شده است منطقه 51 به دستگاه S4 تا بفهمم آنجا چه خبر است.  آیزنهاور او احساس می کرد از بازی خارج شده است - او هیچ تصوری از توافق با نازی ها یا بیگانگان نداشت. وی فرض کرد که به عنوان رئیس جمهور و به عنوان فرمانده کل ارتش ، باید همچنین این پروژه ها را فرماندهی کند ، زیرا عادت داشت که زنجیره فرماندهی را دنبال کند.

دیوید ویلکاک: بله

منطقه 51

دکتر مایکل سالا: اما معلوم شد افرادی که فرماندهی می کنند منطقه 51، ایده متفاوتی از نحوه مدیریت این پروژه ها داشت. این باعث عصبانیت آیزنهاور شد. او برای این راز مهم نبود - برایش مهم نبود که کل پروژه از کار بیفتد. بنابراین وقتی افراد خارج از دستگاه را پیدا کرد S4 a منطقه 51 با مدیریت این پروژه ها که خارج از کنترل او بود ، تصمیم گرفت که اگر گزارش جامعی از آنچه در آنجا اتفاق می افتد به او ندهند ، ارتش اول، که در دنور ، کلرادو واقع شده بود. مخبر ما چلیک ساز بخشی از یک تیم بود که به این مرکز فرستاده شد S4. وی آنچه را که در آنجا دید ، توصیف کرد: نه کشتی که به گفته وی چهار فروند از آنها از آلمان نازی بودند. دو تا از این چهار کشتی اولین شناورهای نوع Vril بود که توسط ماریا اورسیچ با Vril ساخته شد

دیوید ویلکاک: بنابراین!

دکتر مایکل سالا: … و دو نفر دیگر هاونبو بودند ، که او توسعه داد SS نازی به منظور ایجاد بشقاب های پرنده مسلح. پنج کشتی دیگر فرازمینی بودند. کوپر این شهادت از این جهت مهم است که منبع مستقل دیگری از شواهد در مورد برنامه های نازی ها شامل بشقاب پرنده و اینکه ایالات متحده برخی از آنها را به دست آورده است ، در اختیار ما قرار می دهد. او به راحتی نمی توانست این راز را پنهان کند.

دیوید ویلکاک: بله

دکتر مایکل سالا: او وجدان پاک می خواست ، بنابراین واقعیت را در مورد برخی از وقایع تاریخی واقعاً مهم که در آنها شرکت کرده بود ، گفت. او فقط نمی خواست این اطلاعات را به گور ببرد. اما او فقط یكی از خبرچینانی بود كه تصور می كند مردم باید این اطلاعات را بدانند و مایلند هنگام انتشار اطلاعات خود را در معرض خطری قرار دهند.

دیوید ویلکاک: کوری ، ما در شرایطی هستیم که نازی ها در قطب جنوب حضور دارند. تلاشی برای حمله صورت گرفت که به شکست انجامید. سپس آیزنهاور سعی در حمله داشت منطقه 51. حتی موفق نشد. وی نسبت به مجموعه نظامی - صنعتی هشدار می دهد. چگونه اتحاد برنامه فضایی مخفی ("Alliance Program Space Alliance" ، از این پس SSPA) برای چاپ است UFO؟ زیرا وقتی عموم مردم در مورد این موارد ، در مورد سیاست های برون مرزی، که دکتر سالا ، خیلی او را ناراحت می کند. هفتاد سال است که کاملاً از کنترل دولت خارج شده است.

کوری گود: به درستی. SSPA به این روش نزدیک می شود که برای شروع بهبود باید پچ را جدا کنیم. SSPA یک اتحاد زمینی از کشورهای مختلف است ، برخی از آنها بخشی از برجام هستند ، که ادغام شده اند و مذاکرات را با آنچه ما نام خواهیم برد آغاز کردند. "کابالا" البته افشای اطلاعات برای اعضای SSPA نیز خطرناک است. آنها انتشار بسیار طولانی مدت دهه ها را ترجیح دادند که کافی نیست. با این حال ، SSPA در تلاش است تا اطمینان حاصل شود که اطلاعات مربوط به قطب جنوب قبلاً کاملاً محرمانه شده است کابالا نسخه اصلاح شده و ضد عفونی شده را منتشر کنید. او سعی می کند از این طبقه بندی فلج شده جلوگیری کند.

نیاز به شفافیت

دیوید ویلکاک: مایکل ، شما گفتید که می خواهید شفافیت داشته باشید ، اما محرمانه بودن طبقه بندی باعث ناراحتی و حتی خشونت افراد می شود. بنابراین چگونه شفافیت می تواند کلید حل مشکلات برونمرزی ما باشد؟

دکتر مایکل سالا: صرفاً به دلیل شفافیت دستیابی به مسئولیت پذیری امکان پذیر است. شما می توانید کنگره را کنترل کنید. می توانید بدنه های کنترل را برای بخشهای مختلف ایجاد کنید. افسران ارشد نظامی می توانند بفهمند که زیردستانشان در واقع چه کاری انجام داده اند ، زیرا اتفاقات زیادی در خارج از زنجیره فرماندهی در حال رخ دادن بود. آنچه آیزنهاور را بسیار ناراحت کرد یک واقعه منزوی نبود ، بلکه اتفاقی است که امروز نیز می افتد. به عنوان مثال ، دریاسالارهای چهار ستاره تصوری از اینکه یک ناخدای زیردست درگیر یکی از این برنامه ها انجام می دهد ، ندارند. و این در نیروی هوایی و ارتش مشابه است. شفافیت کلیدی است زیرا مسئولیت پذیری را به همراه دارد. این یک روند مثبت است. این همان چیزی است که من سعی دارم با تحقیقات خود به آن برسم.

دیوید ویلکاک: به نظر شما ترس عامل مهمی است؟ آیا هنگام انتشار این موارد در مخاطب خود با ترس روبرو می شوید و سعی در دستیابی به شفافیت دارید؟ این همان چیزی است که ما دائماً نسبت به آن هشدار می دهیم - گفته می شود مردم چنان می ترسند که بتوانند حقیقت را مدیریت کنند (درست است؟).

دکتر مایکل سالا: من می ترسم که احتمال بیشتری برای دیدار با خبرنگاران، شاهدانی که می ترسند اطلاعات خود را به اشتراک بگذارند. پس چه اتفاقی می افتد؟ به یاد داشته باشید به طور قابل توجهی چگونه من ده سال پیش به کلیفford Ston مصاحبه کردم و او به من گفت: "ببینید ، وقتی این مکالمه تمام شد ، آنها می آیند اینجا و مرا کتک می زنند ، اما من اهمیتی نمی دهم. برایم مهم نیست. من می توانم آن را انجام دهم. " زیرا او می دانست که این بهای کشف حقیقت است.

دیوید ویلکاک: بطور باور نکردنی!

دکتر مایکل سالا: من به عنوان یک محقق یا مخاطب، چنین ترس از طبقه بندی را احساس نکردم. آنها خبرنگاران، شاهدان مستقیم هستند، که از ایمنی و ایمنی خانواده هایشان می ترسند.

کوری گود: بله موافقم.

دیوید ویلکاک: آیا فکر می کنید این ترس فقط بهانه ای برای جلوگیری از محرمانه شدن است؟

کوری گود: نه

دیوید ویلکاک: یا فکر می کنید وقتی واقعیت آشکار می شود مردم واقعاً احساس ترس می کنند؟

کوری گود: آنها واقعا فکر می کنند جامعه به طور کامل تجزیه خواهد شد. آنها واقعا آن را باور دارند. آنها آن را سعی کردند. آنها دانشمندان و سربازان را بدون دانش خود به بیگانگان یا اطلاعات کشانده و واکنش های آنها را تماشا می کنند. آنها مشخصات شخصیتی از افرادی که برای آنها کار می کنند، دارند تا بتوانند شخصیت های مختلفی را امتحان کنند. با این حال، این ترس اغلب واکنش افراد خانواده های مسیحی است - که افراد زیادی از ارتش هستند. و به همین دلیل است که آنها واقعاً معتقدند که محرمانه سازی کامل غیرمسئولانه است ، زیرا این امر باعث مرگ ، هرج و مرج ، آشوب در خیابان ها می شود. و آنها حق دارند. این باعث می شود. این بخشی از فرایند است. اما اگر مانند گذشته ادامه دهیم و طبقه بندی را به نسل های آینده واگذار کنیم ، این فقط بدتر خواهد شد.

دیوید ویلکاک: با فرض اینکه موجوداتی که با آنها در تماس هستید خیرخواه هستند ، چرا آنها می خواهند طبقه بندی کامل انجام شود ، چرا که خطر واکنش ما به آنها مانع آنها نمی شود؟ چرا آنها اینقدر به آنها فشار می آورند؟

کوری گود: برای این موجودات ، مهمترین چیز رشد آگاهی است. این واقعیت که ما شفافیت نداریم ، نوزایی آگاهی را که به سمت آن می رویم با مانع مواجه می کند. حذف طبقه بندی برای ما یک قرص تلخ خواهد بود. اما در طولانی مدت ، برای ما سودمند است زیرا به همکاری ما ، ایجاد آگاهی خلاق مشترک ما منجر می شود.

دیوید ویلکاک: بنابراین این خبر بسیار خوبی است. امیدوارم امشب لذت برده باشید - قطعاً لذت بردم. اسم من هست دیوید ویلکاک و امروز در اینجا با دوست متبرک خود صحبت کردم کوری گودم و مهمان ویژه ما ، دکتر. مایکل سالا از انستیتوی برون مرزی. با تشکر از توجه شما.

مقالات مشابه