جایی: من ETV های سرقت رفته را دیدم و دانه های زنده در آشیانه ها را دیدم

18601x 14. 06. 2017 خواننده 1

مهندس پشتیبانی فنی سابق US sergeant WH که در سالهای 1963 و 1977 فعال بود، 19 را تایید کرده است. ژوئن 1963 از ویسبادن در آلمان با رئیس جمهور جان اف کندی و سایر نمایندگان عالی رتبه نیروهای نظامی پرواز کرد.

ما به واشنگتن دی سی پرواز کردیم و در پایگاه نیروی هوایی سفید پترسون متوقف شدیم.

Sueneé: این پایه است که عمدتا ارتباط با سقوط رازول و از سوی دیگر شناخته شده به دلیل مصنوعات مختلف بیگانه، از جمله اجساد بیگانگان وجود دارد ذخیره می شود.

در این توقف به ما دعوت شد آشیانه آبی، جایی که UFO های مختلفی با آنها آزمایش می شوند، ذخیره می شوند. این دقیقا همان چیزی است که شرکت ها می خواهند آزمایشگاه های بل یا الکتریکی عمومی درگیر شدند و آنها تنها شرکت های درگیر در این زمینه نبودند. به هر حال، آیا می دانستید که در آن سیستم درایو الکترومغناطیسی برای اولین بار استفاده شد؟ در یک دیزنی لند یک راهپیمایی بود!

در داخل آشیانه آبی من ماشین دیسک را دیدم برآورد می کنم که 9 تا 11 متر در قطر و 4 متر در ارتفاع است. او از تصادف در نیومکزیکو بود. یکی از افسرانی که ما را مطلع کردند گفتند که صدها نفر از کشتی های فرعی در نیومکزیکو سقوط کرده اند. او گفت، دلیل این بود که آنها یک رادار بزرگی نصب کرده بودند چهار گوشه و هر زمان که رادار روشن می شود، کشتی های بیگانه ای که از این منطقه پرواز می کردند کنترل کنترل را از دست دادند و سقوط کردند.

کشتی به عنوان ورودی با یک پلتفرم باز شد. پنجره ای نداشت. سطح مانند آلومینیوم براق بود.

از آنجا ما رفتیم لس آنجلس و از آنجا صبح روز بعد پایگاه نیروی هوایی هیکام na هاوایی. فقط بعدا می دانیم که ما در آن جا فرود آمده ایم کائوآئی، جایی که یک پایگاه نظامی مخفی به نام " پرنده شن. آنها ما را به نقطه مشاهدات غرب بردند. هنگامی که کسی فریاد زد: "کشتی" خورشید بر ما آمد.

کشتی از آب به سمت چپ به سمت راست حرکت کرد. این در مورد 90 متر و در حدود 90 متر بالاتر از سطح آب بود.

کشتی به شکل یک دیسک از طریق چراغ های رنگی ریخته شد. من هیچ پنجره یا چیزی را دیده ام. او به سرعت ظاهر شد، دوباره ناپدید شد. همه ما شروع به صحبت در مورد آن کردم و ما شگفت زده شدیم. ناگهان کسی فریاد زد: "او برگشت"!

این بار خیلی نزدیک به ما بود او بیش از آب نشسته بود و عملا می توانست بگوید که او بارها و بارها تحت آب بوده و در بالای سطح ظاهر شده است.

شگفت انگیز بود که زمانی که آن را غرق شد یا از آب خارج شد، هیچ تأثیری بر میزان آب هر گونه انفجار یا انفجار آب نداشت. وقتی پرسیدم که چگونه امکان پذیر بود، به من گفتند که هنگام استفاده از یک سیستم نیروی الکترومغناطیسی، آن را مانند یک سپر در اطراف کشتی کار می کند. بنابراین، وقتی که آن را به آب بریزد یا از آن خارج شود، قدرت میدان الکترومغناطیسی کشتی را احاطه کرده است. آب این کشتی است wraps بدون هیچ گونه تماس مستقیم این اصطکاک متقابل را کاهش می دهد.

همه چیز در پایان 1966 اتفاق افتاد. من فکر می کنم دلایلی که این اتفاق می افتد بیش از نشان دادن این کشتی بود، احتمالا این احتمال وجود داشت که کشتی بتواند زیر آب کار کند. من کاملا مطمئن نیستم که چرا این را برای ما نشان دادند. من به عنوان پرواز ویژه ماموریت هواپیما Stewart و Loadmaster کار کردم. و دلیل اینکه من می توانستم این باشد که من دارای مجوز امنیتی قبلی ریاست جمهوری بودم. به نظر من تنها دلیل اینکه من می توانم وجود داشته باشد، به نظر می رسد.

در تابستان 1966، ما گروهی از افسران دریایی بالا و مهندسین و دانشمندان را به پرواز در آوردیم. کل رویداد پروژه جیوه نامیده می شود. ما رفتیم احساس سفید و آنها از هواپیما خارج شدند که در آن ما را در اتوبوس نشاندند. همه پنجره ها سیاه شده بودند. ما باید خودمان را با شناسایی ثابت کنیم - آنها دقت دقیقی داشتند که چه کسی می تواند آن را بگیرد. اتوبوس در حدود یک ساعت به طول یک ساعت به یک آشیانه پنهانی در یک دره رانندگی می کرد.

وقتی وارد شدیم، کارت شناسایی ما را دوباره بررسی کردند. ما به انبار آمدیم که در آن کشتی بیگانه بسیار شبیه به آن چیزی بود که در آن دیدیم آشیانه آبی در Ohay شکل مشابهی داشت، سه پایه فرود و یک درب باز بود.

و دو بیگانه زنده وجود داشت! کمتر از 150 سانتی متر بالا بود - آنها کسانی بودند که ما خاکستری - خاکستری نامیده می شدیم. آنها از ما در 90 متر دور بودند. من دیدم که چشمان بزرگ آنها دهان کوچک، دست های نازک داشت. آنها یک کت و شلوار یکنواخت از آلومینیوم داشتند. آنها اسکورت (از ارتش را داشتند)، که در واقع، به کشتی نگاه کرد.

این برخورد با این دو بیگانگان و یک تور قایق حدود دو ساعت طول کشید. وقتی همه به اتوبوس برگشتند، هیچ کس چیزی گفت. تمام ارتباطات، همانطور که می توانستم بفهمم، به طرز تلطیفانه ای رخ داد.

پروژه جیوه در ادامه رفت شنهای سفید. پروژه X برگشت هاوایی v کائوآئی. هیچ کس آن را در زمانی که ما دوباره در هواپیما بود، بحث نکردیم. چیزی نوشته نشده است اسامی هرگز وجود نداشت. همه چیز کاملا محرمانه بود.

مقالات مشابه

یک نظر در مورد "جایی: من ETV های سرقت رفته را دیدم و دانه های زنده در آشیانه ها را دیدم"

پاسخ دهید